وای از دست زن ها


یک روز زن و مردی ماشینشون با هم تصادف می کنه، به طوری که هر دو به شدت آسیب می بینند ، ولی هر دو نفرشون به طرز معجزه آسایی جون سالم به در می برند. بعد از اینکه هر دو از ماشینشون که حالا تبدیل به آهن قراضه شده بیرون اومدند ، خانم رو به آقا می کنه و می گه: آه!چه جالب! شما مرد هستید! ببینید چه به روز ماشین هامون اومده! همه چیز داغون شده، ولی ما سالم هستیم! این باید یک نشانه از طرف خدا باشه که این طوری با هم ملاقات کنیم و زندگی مشترکی رو با صلح و صفا آغاز کنیم! مرد هم با هیجان پاسخ میده: بله ، کاملا با شما موافقم ، این باید نشانه ای از طرف خدا باشه! بعد اون زن ادامه میده و میگه: وای خدای من! اینجا رو ببین! یک معجزه ی دیگه! ماشین من کاملا داغون شده ولی این شیشه مشروب سالم مونده! مطمئنا خدا خواسته که این شیشه مشروب سالم بمونه تا ما این تصادف خوش یمن را جشن بگیریم! 
زن مشروب رو به مرد داد و مرد سرش را به علامت تصدیق تکان داد، در بطری رو باز کرد و نصف شیشه رو با ولع سرکشید! بعد بطری رو برگردوند به زن که او هم بنوشه... اما زن در بطری رو بست و شیشه رو با خونسردی برگردوند به مرد! 
مرد با تعجب گفت: شما نمی نوشید؟
زن جواب داد: نه فکر می کنم باید منتظر پلیس بمونم!!!

اس ام اس و جوک خنده دار
یکی می ره استادیوم جای اینکه فوتبال نگاه کنه مرتب بالا سرشو با تعجب نگاه می کرده.
 بهش می گن چرا فوتبال نگاه نمی کنی؟ می گه: دنبال کلمه پخش زنده می گردم!

یکی سوار اتوبوس میشه، میره یک گوشه وامیسته. راننده بهش میگه:
 آقا این همه صندلی خالی، چرا نمیشینی؟ 
میگه: حالا صبر کن، دو دقیقه دیگه همین یک ذره جا هم پیدا نمیشه!!

یکی میره تو جنگل می بینه روباهه خوابه میگه خوب شدخواب بود و گرنه گولم میزد!
آرزوی 3 حیوان:
جوجه تیغی:نازش كنن
پاندا:عكس رنگی بگیره!
گوسفند:جلوی وانت بشینه

سرهنگه داشته امتحان رانندگی می‌گرفته. از یارو می‌پرسه: 
اگه یه نفر وسط خیابون بود، بوق میزنی یا چراغ؟
 طرف میگه: برف پاك كن جناب سرهنگ!
 سرهنگه كف می‌كنه می‌پرسه: 
یعنی چی؟  میگه: جناب سرهنگ،‌ یعنی یا برو این طرف یا برو اون طرف!!

یارو گاوداری داشته، مامور بهداشت میاد میگه به گاوات غذا چی میدی ؟
طرف میگه آت و آشغال! یارو کلی جریمش می کنه. 
سال بعد میاد میگه چی میدی به گاوات؟ طرف میگه جوجه کباب، چلوکباب، پیتزا! 
یارو دوباره کلی جریمش می کنه. سال بعد بازم میاد میگه چی میدی به گاوات؟
 این دفعه طرف میگه والا اول صبح نفری 
هزار تومن بهشون میدم
 برن هر چی دوست دارن بگیرن بخورن!!

به پشه میگن: چرا زمستون پیداتون نیست؟؟؟ میگه: نه اینکه تابستونا خیلی برخوردتون خوبه!!




افغانیه میره خونه زنه دزدی

زنه میترسه میگه : بیا این طلا ، پول همش مال تو

افغانیه میگه : خودتو به اون راه نزن ! بگو نون خشک ها کجاست !!! 



عمل لیزیک چشم با پیراهن یوزارسیف !

تضمینی ! به همراه سی دی آموزشی !!!



به غضنفر میگن نظرت راجع به مار چیه ؟

میگه : حیوون خوبیه ! حیف که همش دمه !!! 




غضنفر زن ژاپنی میگیره هر وقت نگاهش میکنه میگه :

اگه خوابت میاد برو بخواب !!! 




یه روز به حیف نون می گن با ماهیچه جمله بساز.
می گه: خر در برابره ما هیچه!



پیرزنى در کوپه قطار نشسته بود و مردى روبروى او بود که دائماً آدامس مى‏جوید. پیرزن رو کرد به مرد و گفت: شما خیلى لطف دارید که مى‏خواهید با من حرف بزنید تا حوصله‏مان سر نرود، ولى متأسفانه من کاملاً کر هستم.



به یک اسکلت میگن یه دروغ شاخ دار بگو.

می گه: توپولویم توپولو! صورتم مثل هلو!



اولی:« به نظر تو، هویج باعث تقویت بینایی می شود؟»

دومی: «حتما، چون تا به حال هیچ خرگوشی را ندیده ام که عینک زده باشد.»

استاد زبان فرانسه در مورد مذکر یا مونث بودن اسمها توضیح میداد که پرسید :


کامپیوتر مذکر است یا مونث؟
 
همه دانشجویان دختر جنس رایانه را به دلایل زیر مرد اعلام کردند:
 
- وقتی به آن عادت می کنیم گمان می کنیم بدون آن قادر به انجام کاری نیستم.

- با آن که داده های زیادی دارند اما نادانند.

- قرار است مشکلات را حل کنند اما در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشانند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید که اگر صبر کرده بودید مورد بهتری از آن نصیبتان می شد.
 
و همه دانشجویان پسر به دلایل زیر جنس رایانه را زن اعلام کردند:
 
- به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد.

- کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد.

- کوچکترین اشتباهات را در حافظه دراز مدت خود ذخیره می کنند تا بعد ها تلافی کنند.

- همین که پایبند یکی از آنها شدید باید تمام پول خود را صرف خرید لوازم جانبی آنها بکنید .



سنگتراش

روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: این بازرگان چقدر قدرتمند است! و آرزو کرد که مانند بازرگان باشد.
در یک لحظه، او تبدیل به بازرگانی با جاه و جلال شد. تا مدت ها فکر می کرد که از همه قدرتمند تر است، تا این که یک روز حاکم شهر از آنجا عبور کرد، او دید که همه مردم به حاکم احترام می گذارند حتی بازرگانان. مرد با خودش فکر کرد: کاش من هم یک حاکم بودم، آن وقت از همه قوی تر می شدم!
در همان لحظه، او تبدیل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالی که روی تخت روانی نشسته بود، مردم همه به او تعظیم می کردند. احساس کرد که نور خورشید او را می آزارد و با خودش فکر کرد که خورشید چقدر قدرتمند است.
او آرزو کرد که خورشید باشد و تبدیل به خورشید شد و با تمام نیرو سعی کرد که به زمین بتابد و آن را گرم کند.
پس از مدتی ابری بزرگ و سیاه آمد و جلوی تابش او را گرفت. پس با خود اندیشید که نیروی ابر از خورشید بیشتر است، و تبدیل به ابری بزرگ شد.
کمی نگذشته بود که بادی آمد و او را به این طرف و آن طرف هل داد. این بارآرزو کرد که باد شود و تبدیل به باد شد. ولی وقتی به نزدیکی صخره سنگی رسید، دیگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قوی ترین چیز در دنیا، صخره سنگی است و تبدیل به سنگی بزرگ و عظیم شد.
همان طور که با غرور ایستاده بود، ناگهان صدایی شنید و احساس کرد که دارد خرد می شود. نگاهی به پایین انداخت وسنگتراشی را دید که با چکش و قلم به جان او افتاده است.



بی حسین بن علی احساس پیری می کنم

نی که پیری بلکه احساس حقیری می کنم 

گفت سائل از چه رو محکم به سینه می زنی؟

گفتم از آینه ی دل گردگیری می کنم




عشق یعنی آتش افروخته 

عشق یعنی خیمه های سوخته

عشق یعنی حاجی بیت الحرام 

دل بریدن ها وحج ناتمام 

عشق یعنی غربت نور دوعین 

عشق یعنی گریه برقبر حسین

عشق را گویم فقط در یک کلام 

یا اباالفضل وحسین و والسلام





دلم مست و لبم مست و سرم مست

بخون ای دل که صبرم رفته از دست

بخون ای دل محرم اومد از راه

بخون اجر تو با عباس بی دست






محرم شد از غم نگاهم گرفت 

به سوزانترین اشک، آهم گرفت

شکست در گلو بغض سوزان من

و عطر حسین روح و جانم گرفت

داستان اموزنده



می گویند، اگر كسی‌ چهل‌روز پشت‌  سر هم‌ جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند،
 
حضرت‌ خضر به‌ دیدنش‌ می‌آید و  آرزوهایش‌ را برآورده‌ می‌كند.

سی‌ و نه‌ روز بود كه‌ مرد بیچاره‌ هر روز صبح‌ خیلی‌ زود از خواب‌ بیدار می‌شد و جلو در خانه‌اش‌ را آب‌ می‌پاشید
 
و جارو می‌كرد. او‌ از فقر و تنگدستی‌ رنج‌ می‌كشید. به‌ خودش‌ گفته‌ بود:
 
اگر خضر را ببینم، به‌ او می‌گویم‌ كه‌ دلم‌ می‌خواهد ثروتمند بشوم.
 
مطمئن‌ هستم‌ كه‌ تمام‌ بدبختی‌ها و گرفتاری‌هایم‌ از فقر و بی‌پولی‌ است.


 روز چهلم‌ فرارسید. هنوز هوا تاریك‌ و روشن‌ بود كه‌ مشغول‌ جارو كردن‌ شد.

كمی‌ بعد متوجه‌ شد مقداری‌ خار و خاشاك‌ آن‌ طرف‌تر ریخته‌ شده‌ است. با خودش‌ گفت:
 
با این‌كه‌ آن‌ آشغال‌ها جلو در خانه‌ من‌ نیست، بهتر آنجا را هم‌ تمیز كنم.
 
هرچه‌ باشد امروز روز ملاقات‌ من‌ با حضرت‌ خضر است، نباید جاهای‌ دیگر هم‌ كثیف‌ باشد..

 
مرد بیچاره‌ با این‌ فكر آب‌ و جارو كردن‌ را رها كرد و داخل‌ خانه‌ شد تا بیلی‌ بیاورد و آشغال‌ها را بردارد.
 
وقتی‌ بیل‌ به‌دست‌ برمی‌گشت، همه‌اش‌ به‌ فكر ملاقات‌ با خضر بود با این‌ فكرها مشغول‌ جمع‌ كردن‌ آشغال‌ها شد.

 
 ناگهان‌ صدای‌ پایی‌ شنید. سربلند كرد و دید پیرمردی‌ به‌ او نزدیك‌ می‌شود. پیرمرد جلوتر كه‌ آمد سلام‌ كرد.

مرد جواب‌ سلامش‌ را داد.

پیرمرد پرسید: .صبح‌ به‌ این‌ زودی‌ اینجا چه‌ می‌كنی؟

مرد جواب‌ داد: دارم‌ جلو خانه‌ام‌ را آب‌ و جارو می‌كنم.
 
آخر شنیده‌ام‌ كه‌ اگر كسی‌ چهل‌ روز تمام‌ جلو خانه‌اش‌ را آب‌ و جارو كند، حضرت‌ خضر را می‌بیند..

پیرمرد گفت: حالا برای‌ چی‌ می‌خواهی‌ خضر را ببینی؟

مرد گفت: آرزویی‌ دارم‌ كه‌ می‌خواهم‌ به‌ او بگویم..

پیرمرد گفت: چه‌ آرزویی‌ داری؟ فكر كن‌ من‌ خضر هستم، آرزویت‌ را به‌ من‌ بگو..

مرد نگاهی‌ به‌ پیرمرد انداخت‌ و گفت: برو پدرجان! برو مزاحم‌ كارم‌ نشو..

پیرمرد اصرار گرد: حالا فكر كن‌ كه‌ من‌ خضر باشم. هر آرزویی‌ داری‌ بگو..

مرد گفت: تو كه‌ خضر نیستی. خضر می‌تواند هر كاری‌ را كه‌ از او بخواهی‌ انجام‌ بدهد..

پیرمرد گفت: گفتم‌ كه، فكر كن‌ من‌ خضر باشم‌ هر كاری‌ را كه‌ می‌خواهی‌ به‌ من‌ بگو شاید بتوانم‌ برایت‌ انجام‌ بدهم..

مرد كه‌ حال‌ و حوصله‌ی‌ جروبحث‌ كردن‌ نداشت، رو به‌ پیرمرد كرد و گفت:
 
اگر تو راست‌ می‌گویی‌ و حضرت‌ خضر هستی، این‌ بیلم‌ را پارو كن‌ ببینم..

پیرمرد نگاهی‌ به‌ آسمان‌ كرد. چیزی‌ زیرلب‌ خواند و بعد نگاهی‌ به‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ انداخت.
 
 در یك‌ چشم‌ به‌هم‌ زدن‌ بیل‌ مرد بیچاره‌ پارو شد.
 
 مرد كه‌ به‌ بیل‌ پارو شده‌اش‌ خیره‌ شده‌ بود، تازه‌ فهمید كه‌ پیرمرد رهگذر حضرت‌ خضر بوده‌ است.
 
چند لحظه‌ای‌ كه‌ گذشت‌ سر برداشت‌ تا با خضر سلام‌ و احوالپرسی‌ كند و آرزوی‌ اصلی‌اش‌ را به‌ او بگوید، اما از او خبری‌ نبود.

مرد بیچاره‌ فهمید كه‌ زحماتش‌ هدر رفته‌ است.
 
به‌ پارو نگاه‌ كرد و دید كه‌ جز در فصل‌ زمستان‌ به‌درد نمی‌خورد در حالی‌ كه‌ از بیلش‌ در تمام‌ فصل‌ها می‌توانست‌ استفاده‌ كند.

 

از آن‌ به ‌بعد به‌ آدم‌ ساده‌ لوحی‌ كه‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ هدفی‌ تلاش‌ كند،
 
اما در آخرین‌ لحظه‌ به‌ دلیل‌ نادانی‌ و سادگی‌ موفقیت‌ و موقعیتش‌ را از دست‌ بدهد،
 
می‌گویند بیلش‌ را پارو كرده‌ است.

"Out of sight, out of mind."
 
 از دل برود هر آنکه از دیده برفت
 
---------------------------------

"Don't make a mountain out of a molehill."
 
 از کاه، کوه نساز
 
---------------------------------
"Kill two birds with one stone."
 
 با یک تیر دو نشان را زدن
 
---------------------------------

"He that will steal an egg will steal an ox."
 
 تخم مرغ دزد، شتر دزد هم می‌شود
 
---------------------------------
---------------------------------
"Knowledge is power."
 
توانا بود هر که دانا بود
 
---------------------------------

"Where there's a will there's a way."
 
خواستن توانستن است
 
---------------------------------

"Where one door shuts, another opens."
 
خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری
 
---------------------------------

"Better late than never."
 
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است
 
---------------------------------

"Don't look a gift horse in the mouth."
 
 دندان اسب پیشکشی را نمی‌شمارند
 
---------------------------------

"Every coin has two sides"
 
 سکه دو رو دارد
 
---------------------------------

"Time is money"
 
 وقت طلاست
 
---------------------------------

"Jack of all trades, master of none."
 
 یک کاره، همه کاره - همه کاره، هیچ کاره
 
---------------------------------

"As you sow, so shall you reap."
 
 هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
 
---------------------------------

"Seek and ye shall find."
 
 عاقبت جوینده یابنده بود
 
---------------------------------

"A sound mind in a sound body."
 
 عقل سالم در بدن سالم است
 
---------------------------------

"Birds of a feather flock together."
 
کبوتر با کبوتر باز با باز کند همجنس با همجنس پرواز
 
---------------------------------

    "Never put off till (until) tomorrow what you can do today."
 
 کار امروز را به فردا نینداز  

حیف نون داشته توالت می ساخته، آجر کم میاره اپن (open) می سازه!


دختر غضنفر پول نداشته دماغش رو عمل کنه، سر دماغش رو می گیره بالا، بهش تافت می زنه! 


سلام گوگولی مگولی !

سلام نون تنوری!

سلام کتری و قوری!

سلام پری و هوری!

سلام پیرهن توری!

تو که سنگ صبوری !

کریستال و بلوری !

فدات بشم چه جوری‌!؟





اندر دل من بدین عیانی که تویی
وز دیده من بدین نهانی که تویی
وصاف ترا وصف نداند کردن
تو خود به صفات خود چنانی که تویی





• امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عارفانه,اس ام اس پند آموز 

• بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عارفانه,اس ام اس پند آموز 

• آنچه شما درباره خود فکرمی کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عارفانه,اس ام اس پند آموز

• هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عارفانه,اس ام اس پند آموز 

• اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عارفانه,اس ام اس پند آموز 

• صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست

اس ام اس آموزنده,اس ام اس عا

سخنانی زیبا از امام علی (ع)
Olysms1.Mihanblog.Com - سخنان زیبای حضرت علی
 
سخنان شما سنگهای سخت را نرم می کند

 

 در فتنه ها همچون بچه شتر باش که نه پشت دارد تا بر آن سوار شوند و نه پستانی که از آن شیر بدوشند .

 

 دعوت کننده ای که فاقد عمل باشد مانند تیر اندازی است که کمان او زه ندارد

  

 کسی که بر مرکب شکیبایی سوار شود به پیروزی نهایی دست می یابد

 

 چه زشت است کوچکی به هنگام نیاز و سرکشی به هنگام بی نیازی

 

 حاجت محتاج را به تاخیر نینداز زیرا نمی دانی از اینکه فردا برای تو چه پیش خواهد آمد

 

 حق سنگین است اما گوارا ، باطل سبک است، اما در کام چون سنگی خارا

بقیه در ادامه مطلب

 

 دوست مومن عقل است ، یاورش، علم ، پدرش مدارا و برادرش ، نرمش

 

 علم خویش را به جهل و یقین خود را به شک مبدل نکنید، آنگاه که به علم رسیدید عمل کنید و آنگاه که به یقین دست یافتید ،اقدام نمایید.

 

 حق بگویید تا به حق معروف شوید،حق را به کار ببندید  تا از اهل حق باشید

 

 آنچه را نمی دانی مگو ، بلکه هر آنچه را که می دانی نیز اظهار مکن

 

 پیش از این که نسبت به کاری تصمیم بگیری مشورت کن ، و قبل از این که وارد عمل شوی ، فکر کن

 

 اطمینان را با امیدواری مبادله نکن

 

 همانا پاداش دانشمند از شخص روزه دار و شب زنده دارکه در راه خدا جهاد می کند بیشتر است

 

 عاقل ترین مردم کسی است که عواقب کار را بیشتر بنگرد

 

 بزرگترین نادانی ها برای بشر عدم شناخت خود است

 

 برای مردم آن را بخواه که برای خود می خواهی و با دیگران طوری رفتار کن که مایلی درباره ات آنچنان کنند

 

 گیتی برای تو شیواترین پندآموز است اگر پندپذیر باشی

 

 بپرهیز از انجام کاری که اگر فاش شود انجام دهنده را خوار و خفیف سازد

 

 بهترین شیوه صداقت وفای به عهد است

 

 هیچ ارثی مانند ادب و اخلاق پر ارج و گرانمایه نیست

 

 بهترین شیوه عدل ، یاری مظلوم

 

 مربی لایق کسی است که از غریزه عشق به کمال و ترقی خواهی کودک استفاده کند

 

 بوسیدن فرزند ، رحمت و محبت است

 

  سرلوحه کتاب سعادت بشر ، رفتار پاک و سجایای اخلاقی اوست

 

 بی خردتر از همه کسی است که خود را خردمندتر از همه  پندارد

 

 شکیبایی در مصیبت ، از نشانه های مومن است

 

 شرط خرد حفظ تجربه ها و بکار بستن آنهاست

 

 هر کس در نقطه ضعف های دوست خود دقیق شود ، پیوند دوستی او قطع خواهد شد

 

 آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود

 

 هیچ شرافتی مانند فروتنی نیست

 

 برای مشاورت ، خردمندان را برگزین تا از ملامت و ندامت در امان باشی


گویند آن سوی ناکامی ها همیشه خدائی هست که داشتنش
 
جبران همه ناکامی هاست . . .
 
………………………………………….
 
برای بلند شدن باید خم شد ، گاهی مشکلات تو را خم میکنند
 
و بدان آغاز ایستادن است . . .
 
………………………………………….
 
 
 
باد می وزد …
 

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی
 
تصمیم با تو است . . .
 
………………………………………….
 
زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .
 
………………………………………….
 
دوست داشتن بهترین شکل مالکیت
 
و مالکیت بدترین شکل دوست داشتن است . . .
 
………………………………………….
 
خوب گوش کردن را یاد بگیریم…
 
گاه فرصتها بسیار آهسته در میزنند . . .
 
بقیه در ادامه مطلب
………………………………………….
 
اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ، میفهمم که راه را اشتباه رفته ام . . .
 
………………………………………….
 
وقتی از شادی به هوا میپری ، مواظب باش کسی زمین رو از زیر پاهات نکشه . . .
 
………………………………………….
 

فراموش نکن قطاری که ار ریل خارج شده ، ممکن است آزاد باشد
 

ولی راه به جائی نخواهد برد . . .
 
………………………………………….
 
انتخاب با توست ، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان
 
یا بگوئی : خدا به خیر کنه ، صبح شده . .
 
………………………………………….
 
اگر در کاری موفق شوی ، دوستان دروغین و دشمنان واقعی
 
بدست خواهی آورد . . .
 
………………………………………….
 
قلب شکستن هنر انسان هاست ، گر شکستی قلبی
 
فردا میشکند دگری قلب تو را  . . .
 
………………………………………….
 

مثل ساحل آرام باش ، تا مثل دریا بی قرارت باشند . . .
 

………………………………………….
 
جائی در پشت ذهنت به خاطر بسپار ، که اثر انگشت خداوند بر همه چیز هست . . .
 
………………………………………….
 
یک دوست وفادار تجسم حقیقی از جنس آسمانی هاست
 
که اگر پیدا کردی قدرش را بدان . . .
 
………………………………………….
 

به کم نور ترین ستاره ها قانع باش ، چراکه چشم همه به سوی پر نور ترین ستاره هاست . . .
 

………………………………………….
 
فکر کردن به گذشته ، مانند دویدن به دنبال باد است . . .
 
………………………………………….
 

آدمی ساخته افکار خویش است ، فردا همان خواهد شد که آنروز به آن می اندیشد . . .
 

………………………………………….
 
امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار
 
شاید فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد . . .
 
………………………………………….
 

اگر صخره و سنگ در مسیر رودخانه زندگی نباشد
 

صدای آب هرگز زیبا نخواهد شد . . .
 
………………………………………….
 
کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن ، شاید امید تنها دارائی او باشد . . .
 
………………………………………….
 
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ، پس همیشه شاد باش . . .
 
………………………………………….
 
توی دنیا دو نفر باش یکی واسه خودت و یکی برای دیگری
 
واسه خودت زندگی کن و برای دیگری زندگی باش . . .
 
………………………………………….
 
هیچ گاه از دوست داشتن انصراف نده ، حتی اگه بهت دروغ گفت
 
بازم بهش فرصت جبران را بده . . .
 
………………………………………….
 
همیشه یادمان باشد که زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست
 
و قدم هایمان باید طوری باشد که حتی دانه کشی زیر پایمان له نشود . . .
 
………………………………………….
 
برای روز های بارانی سایه بانی باید ساخت / برای روزهای پیری اندوخته ای باید داشت . . .
 
………………………………………….
 
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
 
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را از بین میبرد . . .
 
………………………………………….
 
برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند ، هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر میشوی . . .
 
………………………………………….
 

فرق است بین دوست داشتن و داشتن  دوست
 

دوست داشتن امری لحظه ایست
 
ولی داشتن دوست استمرار لحظه های دوست داشتن است . . .
 

………………………………………….
 

اگر روزی عقل را بخرند و بفروشند ما همه به خیال اینکه زیادی داریم فروشنده خواهیم بود
 
………………………………………….
 

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است
 

پس همیشه امید داشته باش . . .