اشعار مذهبی/غروب جمعه(105)
چه می باشد مجازات دل آزاری دل افسرده
کسی که باد عصیان خرمن اعمال او برده
ترحم ای عزیز مصر جان بر یوسف عمرم
که در حبس گناه و معصیت حمک ابد خورده
صفای باطنم را در گذشته یاد می آری
مگیر ای نازنین بر حال و روز فعلیم خُرده
گلی را که نگیرد باغبان زیر پر و بالش
عجب نبود اگر افتد کنار باغ ، پژمرده
بیا ما را سوار بالهای عشق و عرفان کن
سواری تا به کی ابلیس می گیرد از این گُرده
طبیبا قبل از آنی که رسد وقت جواب من
بیا یکدم ملاقات من تنها و افسرده
نمی دانم پس از این ناسپاسیهای من از تو
تفاوت می کنم در پیشگاهت زنده یا مُرده
حق دوباره کرمی کرد که بیدار شوم
با نگاه تو گل فاطمه هشیار شوم
از ازل گر دل من بر تو ارادت کردست
مادرت خواست که من بر تو گرفتار شوم
همه ترس من از باقی عمرم این است
باز بر پیش نگاه تو گنهکار شوم
به خدا حاجتم از سفره زهرا این است
دور از اهل سقیفه به علی یار شوم
حق ان چادر پر وصله و خاک آلوده
محرم اهل کسا با دل بیمار شوم
همچو مقداد هماهنگ شوم با رهبر
جان نثار تو چو میثم به سر دار شوم
ویرانه نه ان است که جمشید بنا کرد
ویرانه نه ان است که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر
به ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید
یوسف زهرا !
گذشت سن حضورت ز سن نوح
ولی...
شمار مردم کشتی نکرد تغییری!
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در جمعه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 18:38 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است