اشعار مذهبی/غروب جمعه(97)/فاطمیه
یا اين دل شكستة ما را صبور كن
يا لا أقل به خاطر زينب ظهور كن
ديگر بتاب از افق مكه ، ماه من!
اين جاده هاي شب زده را غرق نور كن
با ذوالفقار حضرت مولا ، بيا و بعد
دلهاي شيعه را پرِ حسّ غرور كن
با كوله بار غربت و اندوه خود بيا
از كوچه هاي سينه زني مان عبور كن
امشب بيا كه روضه بخواني برايمان
امشب بساط گريه مان را تو جور كن
يا چند صفحه مقتل كرب و بلا بخوان
يا خاطرات عمه تان را مرور كن
هم از وفاي ساقي لب تشنگان بگو
هم يادي از مصيبتِ سرخ تنور كن
اى قرار جان ز داغت بى قرارى مى كنم
رفتى و من تا كه هستم سوگوارى مى كنم
گر نباشد بيم طعن دشمنان يا فاطمه
روز و شب در پيش قبرت آه و زارى مى كنم
گر بخشكد اشك من يا قرة العين رسول
در عزايت خون دل از ديده جارى مى كنم
بر خزان عمرت اى ريحانه باغ نبى
گريه پيوسته چون ابر بهارى مى كنم
هر چه مى خواهم نگريم پيش طفلانت ولى
از غم دل گريه بى اختيارى مى كنم
خود نهال آرزويم را به گل كردم دريغ
از سرشك ديده آنرا آبيارى مى كنم
روزها در خانه طفلان را تسلى مى دهم
شب كنار قبر تو شب زنده دارى مى كنم
من كه خود مشكل گشايم از غم هجران تو
مشكلى افتاده در كارم كه زارى مى كنم
جان من در خاك رفت و زنده ام من اى عجب
صبر من از دست رفت و بردبارى مى كنم
کاش در یکی از جمعه های فاطمیه
اید ندای انالمهدی ز کعبه
کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر
به ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید
یوسف زهرا !
گذشت سن حضورت ز سن نوح
ولی...
شمار مردم کشتی نکرد تغییری!
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 19:29 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است