اشعار مذهبی(40)(غروب جمعه)
اين ديده نيست قابل ديدار روي تو
چشمي دگر بده که تماشا کنم تو را
تو در ميان جمعي و من در تفکّرم
کاندر کجا روم و پيدا کنم تو را
محض يار مهربان، آن مونس و آرام جان
ناله از دل سر دهم، وز هجر او اشکم روان
کاش مي گشتي عيان اي شمس هستي بخش جان
مي نمودي زنده دل هاي تمام انس و جان
اي چاره ي درخواستگان ادرکني
اي مونس و يار بي کسان ادرکني
من بي کسم و خسته و مهجور و ضعيف
يا حضرت صاحب الزمان ادرکني
اندر آيينه ي دل، عکس شهي مي طلبم
به حريم حرم دوست، رهي مي طلبم
روز و شب ناله زنان، ندبه کنان، اشک فشان
از خدا ديدن رخسار مهي مي طلبم
اللهم عج الولیک الفرج
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:42 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است