نیا یوسف!!!!


یارمن یوسف نیا این جا کسی یعقوب نیست

لحظه ای چشمانشان از دوریت مرطوب نیست


ای گل زیبای من ازغربتت اشکی نریزد نازنین


اینجا خدا هم پیششان محبوب نیست


گرچه در هرجمعه ای زیبا دعایت میکنند


بهترینم این جا خدا هم پیششان محبوب نیست

غروب جمعه(141)// نثر مدیر وبلاگ(2)

یا بقیه الله :


ایا میدانی که چرا کمتر به یاد شما عمر میگذرانیم؟؟؟


و یا این که دیگر وجودت در نزد ما مانند گذشته پر رنگ نیست!!!؟؟


حتما میدانی که دیگر هرچند غروب جمعه ها دلگیر میشویم


اما از شدت ان کاسته شده است!!

حل و هوایمان تغییر کرده است!!!


شیطان با وسوسه هایش این نفس 


ضعیف را به راحتی به  زنجیر گناه کشیده است.


شور و حال بندگی را از عاشقان گرفته است.


نمیگذارد  شبا هنگام در فراغت بسوزیم و اشک بریزیم

 و اه کشیم و از دوریت بنالیم و شکوه کنیم تا کمی 

احساس سبکی و نزدیکی به شما بنماییم.


عزم خود را جزم کرده  که  همگان را از یاد شما غافل نماید.


لذت گناه را در نزد چشمان حریص ما زیباتر 


از لذت دعا جلوه گر نموده است.


افسوس که زمینه ی گناه چه مقدار در وجود ما مستعد است!!


گویی این نفس اماره فقط در انتظار یک تلنگر است


 تا همه ی عهد و پیمان هایی که با شما بسته ایم را 


به فراموشی بسپارد.


هرچند نباید از یاد ببریم که مقصر اصلی ما هستیم نه شیطان!!


زیرا که او فقط وسوسه میکند و ما وسوسه های او را اجابت !


و در اخر هم ادعای ما گنه کاران گو فلک را کر کرده است.


جای بسی تاسف دارد که با این

 اوصاف باز هم مدعی عشق به شما هستیم.




کاش خودت با یک نگاه این وجود سراسر گناه را سرشار از نور می نمودی.


کاش به ما تلنگری میزدی


 تا از گناه دست بشوییم و زنگار ها را از دل میزدودیم


و خود را برای حضورت در عرصه ی حق  اماده میکردیم.



پرهام