اشعار مذهبی(47)(غروب جمعه)
يا رب از دل هاي ما سوز محبت را مگير
اين تجمع اين توسل اين ارادت را مگير
هستي ما بستگي دارد به حب اهل بيت
هر چه مي خواهي بگير اما ولايت را مگير
جز درگه تو باب ندارم مهدي
از دوري تو خواب ندارم مهدي
تو نوکر بد چو من فراوان داري
من مثل تو ارباب ندارم مهدي
تو آگاهي اي شه به احوال ما
تو اي آرزو و تو آمال ما
خطا كرده ايم اي امام كريم
بگو عذر خود را كجا ما بريم
تو در بين مايي و ما غافليم
به قدر و به شان شما جاهليم
شب رحمت و آرزو و اميد
كرم كن عطا كن كه ما سائليم
بر قلب منت منزل و ماواست بيا
بروي دو ديده ام تو را جاست بيا
از بهر خدا از بر دلداده مرو
اي مهدي من جاي تو اينجاست بيا
مه من دلبر من نازنينم
بگو تا کي سر راهت نشينم
تمام جمعه ها چشم انتظارم
که يک جمعه جمالت را ببينم
بايد از خويش بپرسيم چرا حجت حق
خيمه را امن تر از خانه ما مي داند؟!
کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر
به ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید
یوسف زهرا !
گذشت سن حضورت ز سن نوح
ولی...
شمار مردم کشتی نکرد تغییری!
اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 18:5 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است