|
کمتر شیعه ای است که این داستان را نشنیده باشد،که روزی شخصی نابینا به خانه حضرت زهرا سلام الله علیها آمد و ایشان حجاب کردند،و رسول الله علت این کار را از ایشان سوال فرمودند و آن حضرت هم جواب دادند و رسول خدا نیز تجلیل عظیمی از ایشان کردند؛این حکایت یکی از فضائل بسیار افتخار آمیز(برای ما شیعیان آن حضرت)در سیره حضرت صدیقه طاهره علیها افضل صلوات الله می باشد؛اما مولوی این فضیلت را به کس دیگری ربط داده است. می دانید چه کسی؟ ببینید:
چون درآمد آن ضریر از در شتاب....عایشه بگریخت بهر احتجاب! کرد اشارت عایشه با دستها....او نبیند لیک من بینم ورا!!
ضریر به معنی کور است. شما را به خدا،صاحب فتوای رضاع کبیر کجا و ... !!!
مولوی و عداوت نسبت به حضرت سیدالشهداء و عزاداری ایشان: گاهی دیده می شود طرفداران مولوی این حرفها و ابیات را برای اینکه بگویند مولوی شیعه بوده است از دفتر ششم مثنوی ذکر می کنند: مولوی در دفتر ششم مثنوي معنوي، امام حسين ، سالار شهيدان و اهل بيت را شاهان دين و عاشورا را روز عزاي جان و برتر از قرني معرفي ميكند. وي عشق به امام حسين را در ادامه عشق به پيامبر دانسته، همچنان كه عشق به گوش، عشق به گوشواره را در پي دارد. (ابيات 790ـ 792) روز عاشورا نميداني كه هست/// ماتم جاني كه از قرني به است پيش مؤمن كي بود اين غصه خوار// قدر عشق گوش، عشق گوشوار پيش مؤمن ماتم آن روح پاك/// شهرهتر باشد ز صد توفان نوح
اما حقیقتا داستان این شعر چیست؟ حقیقت این است که این شعر در رد عزاداری ایشان است!!
ممکن است بگویید چطور ممکن است؟مگر این اشعار که نقل شد در مثنوی نیامده است؟؟ چرا آمده است، اما داستان کامل چیز دیگری است، نه آن چیز که مدافعین مولوی نقل می کنند!! داستان کامل این است که مولوی می گوید: در روز عاشورا، شخصی نزد شیعیان می رسد (مولوی اعتقاد خودش را از زبان این شخص که به اصطلاح شاعر بوده در زبان شعر بیان می کند) و اجتماع ایشان را در عزاداری سالار شهیدان ملاحظه می کند؛ سپس سوال می کند که این کارها بهر چیست؟ شیعیان به او جواب می دهند که نمی دانی روز عاشورا چیست؟ چنین اتفاق عظیمی افتاده، و ماتم آن حضرت ز صد توفان نوح پیش مومنین مشهورتر و...(و اشعار ذکر شده، زبان حال آن شیعیان و جملات شیعیان به فردی که خود را از عاشورا بی خبر می گیرد است نه اعتقاد مولوی!)
سپس اعتقاد اصلی مولوی بیان می شود! و آن شخص در جواب شیعیان ، عزاداری را "ضایع کننده عقل" نامیده و به عزاداران توهین می کند، سپس می گوید برای مردن امام حسین باید شادی کرد!! کاری که هم اکنون نیز سیره متصوفه (عرفا) می باشد! ان هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان! در واقع کسی که این شعر را کامل بخواند(چون طولانی است) خواهد دید که ضد عزای حسینی و ضد تفکر شیعه است!
و به طور مستقیم عزاداریهای امام سجاد علیه السلام برای پدرشان را زیر سوال می برد. اما مدافعین مولوی تنها قسمتهایی از بیان آن شیعیان را که در ادامه مولوی ردش می کند نقل می کنند! تا بگویند مولوی شیعه بوده است!!
گاهی می خواهند بگویند مولوی شیعه بوده و اعتقاد به امام زمان داشته است، اشعاری را از او نقل می کنند؛ اما باز هم ناقصش می کنند و کامل نقل نمی کنند تا همه ببینند که بله مولوی به امام زمان معتقد بوده است، اما نه امام زمان شیعیان، بلکه یک امام زمان ساختگی! این اشعار را ببینید:
پس به هر دوری ولیی قائم است.
..تا قیامت آزمایش دائم است
پس امام حی ناطق آن ولی است
...خواه از نسل عمر خواه از علیست!!
عمدتا مدافعین مولوی بیت دوم را حذف می کنند! و یا اینکه به اشکال مختلف در شعر تحریف می نمایند. اما مقصود مولوی ازین شعر چیست؟ متصوفه معتقدند که در هر دوره ای از زمان یک قطب وجود دارد، و ان قطب امام زمان است؛ و هر دوره ای این شخص وجود دارد که گاهی او را قطب گاهی انسان کامل و... می نامند. در واقع امام زمان ایشان آپدیت می شود، و در هر دوره ای شخص دیگری جای قبلی را می گیرد، و به قول مولوی تا قیامت آزمایش دائم است!! یعنی تا قیامت امام زمان عوض می شود! فرقی هم نمی کند از نسل عمر باشد یا علی!!
به عبارت دیگر هر کسی ریاضات صوفیه راتحمل نماید می تواند انسان کامل و همان ولی قائم باشد!
آیا امام شما مهدی صاحب زمان عجل الله فرجه است یا کسی است که درهر دوری عوض می شود؟؟
آیا امام شما شخصی از نسل علی و زهرا علیهما السلام است یا فرقی ندارد از نسل عمر باشد یا علی؟؟
این است تشیع مولوی که ادعایش را می کنند!!
این را هم حیفم آمد نگویم، مولوی در جایی از کتابش نیز عنوانی دارد به نام مشورت خدا با ملائکه در ایجاد خلق! و شعری می گوید که مصرع اولش چنین است: مشورت می رفت در ایجاد خلق!!
این شعر و عنوان نیز افترای محض به خدای متعال است چرا که آن حضرت-عزوجل- هرگز با کسی در ایجاد خلق مشورت نفرمود، چنانچه در دعای یستشیر نیز درباره خدا آمده است که: و لا من عباده یستشیر...
این اشاره ای کوتاه به مبانی فکری مولوی بود، و برای روشن شدن مطلب همین مقدار کافی است و اگر کسی اهل دقت باشد روشن می شود که اگر دوبیت شعر از یک شاعر در مدح مثلا حضرت علی علیه السلام آوردند ، او شیعه نمی شود. |