شعر مدیر وبلاگ(14)///دوباره....


اجرک الله یا صاحب الزمان(عجل)


یا رب الصادق به حق الصادق اشف صدر الصادق به ظهور الحجه


دوباره حادثه ی اتش گرفتن یک خانه


از هم گسیختن بند بند یک لانه


دوباره اماده سازی یک زمینه


برای تکرار حادثه ی شوم مدینه


دوباره دست های یک مرد بسته شد


از نامردی های جهان وجودش خسته شد


دوباره درب سوخته در نظرش مجسم گشت


خاطرش از پهلوی مادر مشوش گشت


دوباره خاطرات غلاف شمشیر و یک زن تنها


همدمش بود تا لحظه ی اخر با غم ها



اللهم عجل الولیک الفرج

دو بیتی مدیر وبلاگ(5)(به زانوی غم سری)



کنار گناه به زانوی غم سری


برای دیدن یار چه ارزوی کمی!!


بعد از گناه خود را کمی مرور کردم


چگونه خواهم شوم یار حتی برای دمی؟