اشعار مذهبی/غروب جمعه(123)

 

کسانی که مایل به دریافت و ارسال



اس ام اس های مهدویت در غروب های جمعه


هستند میتوانند شمارهی خود را به صورت


خصوصی در قسمت نظرات قرار دهند تا


در غروب جمعه ها اس ام اس مهدویت


دریافت کنند

 همچنین دوستان سعی نماییند


ایمیل خود را نیز در  بخش نظرات قرار دهند


یا علی


به امید ظهور منتقم فاطمه الزهرا(س)


 

 

گرم تمنای تو

 

 

 

 

اي دل شيداي ما گرم تمناي  تو

کي شود آخر عيان طلعت زيباي تو


گرچه نهاني زچشم دل نبود نا اميد

مي رسد آخر به هم چشم من و پاي تو

زاده نرگس تويي ديده چو نرگس به ره

مانده که بيند مگر لاله حمراي تو

تيره بماند جهان نور نتابد زشرق

تا ندهد روشني روي دلاراي تو

اين همه نو دولتان غره به جاه وجلال

کاش کند جلوه اي غره ی غراي تو

باش که فرعونيان غرق ستم ناگهان

خيره شود چشمشان از يد بيضاي تو

از بشر بت پرست جد تو بتها شکست

بت شکن آخرست همت والاي تو

گوش بشر پر شده ست از رجز اين وآن

بار خدايا به گوش کي رسد آواي تو

سوخت ضعيف از ستم پاي بنه درميان

تا بکشد انتقام دست تواناي تو

نور خدايي چرا روي نهان مي کني

کس نکند جز خداي حل معماي تو ؟

شه صفتان راکنون تصفيه اي درخورست

وين نکند جز به حق طبع مصفاي تو

ظلم به شرق وبه غرب چون به نهايت رسيد

عدل پديدآورد منطق شيواي تو

گو همه دجال باش روي زمين کز فلک

هم قدم موکبت هست مسيحاي تو

دفتر ايام رامعني ولفظي نبود

هرورقش گر نداشت پر تو امضاي تو

نيمه شعبان بود روز اميد بشر

شادي امروز ماست نهضت فرداي تو

                                                    ناظر زاده کرمانی


 

                                               






کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج

 
 
 

 

 

 

 

اشعار مذهبی/غروب جمعه(123)

 

 

کسانی که مایل به دریافت و ارسال



اس ام اس های مهدویت در غروب های جمعه


هستند میتوانند شمارهی خود را به صورت


خصوصی در قسمت نظرات قرار دهند تا


در غروب جمعه ها اس ام اس مهدویت


دریافت کنند

 همچنین دوستان سعی نماییند


ایمیل خود را نیز در  بخش نظرات قرار دهند


یا علی


به امید ظهور منتقم فاطمه الزهرا(س)


 

 

ساکن میکده بودم چه کنم

 

 

 

 

ساکن میکده بودم چه کنم رفت ز دست

توبه ام باز شبیه لب پیمانه شکست

عشق تو حفظ شده در دل ما نسل به نسل

به امانت برساندن به ما دست به دست

دست خالی به خدا تا صف محشر نشود

هر که یک دفعه سر راه دو دلدار نشست

من به خود عاشق رویت نشدم دل بکنم

دست حق بر سر زلف تو دل ما را بست

شادم از گریه که مانند تو می گردم من

بهترین نعمت در دو جهان این اشک است

کی فراهم بشود بهر فرج هر چه که نیست

به فدای قدم یار شود هر چه که هست

                جواد حیدری
 
 
 





کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج