دو بیتی شهادت حضرت زهرا(س)
دوستان ایا به معنای واقعی به اندازه ی خودمان
حق فاطمیه را رد جامعه از گردن گذرانده ایم؟؟؟
اجرک الله یا منتقم الزهرا (س)
از گريه عرش ، آسمان دريا شد
يك قطره چكيد و مثل عاشورا شد
با شال عزا مرد غريبي مي گفت
ايام عزاي مادرم زهرا شد
الا ای چاه یارم را گرفتند
گلم، باغم، بهارم را گرفتند
میان کوچه ها با ضرب سیلی
همه دار و ندارم را گرفتند
دل از غم فاطمه توان دارد، نه
وز تربت او کسی نشان دارد، نه
آن تربت گم شده به بَر زوّاری
جز مهدی صاحب الزمان دارد، نه
زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه
هست از غم او سینه ی عالم پر آه
ناموس خدا کجا و سیلی خوردن
لا حول و لا قوة الا بالله
بر عالمیان رحمت رحمان زهراست
در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست
کوثر که خدا گفته به قران زهراست
اندر آن برهه حساس علی تنها بود
خانه تحت نظر و کوچه پر از اعدا بود
هیچ کس یاری آن سید مظلوم نکرد
از علی آنکه دفاع کرد فقط زهرا بود
فاطمه کیست مقامی است خدا می داند
خطبه اش چیست کلامی خدا می داند
چه کسی هست که تعریف کند فاطمه را
به خدا فاطمه نامی است خدا می داند
لعنت به عدو که روح تقوا را کشت
ایمان و کمال و عشق و معنا را کشت
باز آ و بگیر انتقامی سنگین
از آنکه ز راه ظلم زهرا را کشت
کاش ثانی ذره ای احساس داشت
احترام باغبان و یاس داشت
کاش زهرا پشت در تنها نبود
مادر سادات هم عباس داشت
از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد
نشناخته توصيف کمالش نکنيد
هر کس که در او محبت زهرا نيست
علامه اگر هست سلامش نکنيد
ما گوشه نشينان غم فاطمه ايم
محتاج عطا و كرم فاطمه ايم
يك عمر چو شمع گر بسوزيم كم است
دلسوخته ي عمر كم فاطمه ايم!؟؟؟
مسلمانان چرا شب دفن شد صدّیقه کبریچرا گم شد نشان قبر آن انسیّه حوراء
هنوز از رحلت ختم رُسُل نگذشته ایّامی
نگین خاتم پیغمبران بشکست، واویلا
دگر پروانه بال و پر ندارد
نه بال و پر كه خاكستر ندارد
مفسرها همه با خون نويسيد
كه قرآن علي كوثر ندارد
نخلی که شکسته ثمرش را نزنید
مرغی که زمین خورده پرش را نزنید
دیدید اگر که دست مردی بسته
دیگر درِ خانه همسرش را نزنید
ای خاک در تو تاج سرها زهرا
وی قبر تو، مخفی ز نظر ها زهرا
تا باب شفاعت تو باز است چه غم
گر بسته شود تمام درها زهرا
مي روم زينب تو و جان حسين
كربلا و يوم الاحزان حسين
گرچه من در قتلگه آيم ولي
جاي من كن بوسه باران حسين
گرفتي لطف حيدر گفتنت را
دريغ از من نمودي ديدنت را
ولي با من بگو ساعت به ساعت
چرا كردي عوض پيراهنت را
بر باغ خزان گرفته ام سر نزنید
این خانه ی آتش زده را در نزنید
از ما گذشت مادری را دیگر
در خانه به پیش چشم دختر نزنید
![]()
بانوي مهربان غزل هاي خاكي ام
مرهون چادر تو همه نقد پاكي ام
سوگند بر شهادت و بر قبر مخفي ات
من تا ابد ز هرچه ضد ولايي ست شاكي ام
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است