گریه‌کنای روضه‌ها صاحب روضه‌ها کجاست؟

کاشکی می‌شد جواب بده منشاء عقده‌ها کجاست؟

تو این شب قدر اومدم یه حرفی رو حاشا کنم

صاحبم و گم کردم و می‌خوام اون و پیدا کنم

فقط با حرف و با سخن می‌گم آقام مهدی بیاد

اما دلش رو با گناه می‌سوزونم خیلی زیاد

من اومدم این شب قدر بگم آقا رهام نکن

من آدم خوبی بودم اینجور من و نگام نکن

واسطه‌ شو پیش خدا به خوبای دور و برت

گناه زیاد کردم آقا تو رو قسم به مادرت

نوکر اگه غریب باشه اربابِ اون یارش می‌شه

ارباب اگه غریب باشه کی یار و غمخوارش می‌شه

خدا نیاره اون روز و عاشقِ بی صفا باشم

مردن من بهتره تا نوکرِ بی وفا باشم














آه، سرد و بغض، پنهان در گلوی
بود با آن عدّه، گرم گفت و گوی
آه آه ای همرهان، آهسته‌تر
می‌برید اسرار را، سر بسته‌تر
این تنِ آزرده باشد جان من
جان فدایش، او شده قربان من
همرهان، این لیله‌ی قدر من است
من هلال از داغ و این بدر من است
اشک من زین گل، شده گلفام‌تر
هستی‌ام را می‌برید، آرام‌تر
وسعت اشکم به چشم ابر نیست
چاره‌ای غیر از نماز صبر نیست
چشم من از چرخ، پُر کوکب‌ترست
بعد از امشب روزم از شب، شب‌ترست
زین گل من باغ رضوان نفحه داشت
مصحف من بود و هجده صفحه داشت
مرهمی خرج دل چاکم کنید
همرهان، همراه او خاکم کنید
علی انسانی












کاش در یکی از جمعه های فاطمیه



اید ندای انالمهدی ز کعبه









کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج