/اشعار مدیر وبلاگ /اشعارفاطميه/54


اللهم عجل الوليك الفرج



شعله بي محابا پرش به پر پروانه گرفت/


و بي شرم پليدي گل از گلخانه گرفت/


انچنان ضربه شديد بود که تا اخر عمر/


براي برخواستن دست به ديوار کاشانه گرفت/


<(infallible)>


يا زهرااااااااااااااااااااااااااااااا (س)


اشعار مدير وبلاگ/سال تحويل/


انشاالله نائب الزياره همه ي دوستان


كنار امام رضا(ع) هستم



در حريمت زمستان به بهار تبديل شد

جايي كه عيسي كاتب انجيل شد

خواست دل از كبوتري بنويسد ولي

با صداي نقاره سال تحويل شد

از تقارن فاطميه با بهار فهميدم

كه كمي در امر فرج تعجيل شد

از حول حالنا در اغوش رضا دانستم

زمستان در بهشت به بهار تعديل شد


اشعارمحرم/اشعار مدیر وبلاگ /51


اللهم عجل الوليك الفرج




شرم باد از هزار سال فقط حرف و ادعا


چو زنبوري بي عسل،به لب ورد و دعا



از دروغ و ريا،ازجفا و خطا،دل از دل گرفت


كه با اين همه گناه چه اسان گوييم بيا



اشعار مدیر وبلاگ /51





از راه به دنبال خورشيد هشتم مي ايد/


يک ايران به فدايش که با ترنم مي ايد/


معصومه امد و جان مقدم راهش ولي /


گويي حضرت زهرا در هيبت او به قم مي ايد/





اللهم عجل الوليك الفرج



اشعارمحرم/اشعار مدیر وبلاگ /50


يا محسن ابن علي....



از شدت سيلي کمر شير در بيشه شکست/



در کوچه ها انگار ياس از ريشه شکست/


من که نه ولي هر کس ديد با خودش گفت انگار/



از ضرب غلاف بار در شيشه شکست/




اللهم عجل الوليك الفرج


اشعارمحرم/اشعار مدیر وبلاگ /امام رضا


اقا من کجا و این صحن و سراها...


حرم.گنبد و صفای این رواق ها...


اهو که نه کبوتر هم نمی شویم...


تو اقا نگاه کن به این کلاغ ها...



جای همه ی دوستان خالی امروز امام رضا(ع) طلبیدم...


امروز ناِب الزیارة همه ی دوستان بودم

اشعار مدير وبلاگ42/ عید بزرگ غدیر...//


یا امیر المومنین......



تبریک یا صاحب الزمان...



چه شود امشب جامي ز کوثر به فقيرت بدهي/


 ملکي ز سليماني به اين عبد حقيرت بدهي/


من که نه حاتم و شاه گدا بر درت منتظريم/


بلکه يک کرب و بلا عيدي به بهانه ي غديرت بدهي/





اشعار مدير وبلاگ//41/....نیا...


یا صاحب الزمان.....




اين جا نماز ها خواسته يا ناخواسته قضا ميشود

بي وجود تو با وجود طبيبان دردي دوا نميشود


ما نيامده ايم تقصير تو نيست يوسف زهرا


نيا که اين جا ادعاها براي فرج تو دعا نميشود




اشعار مدير وبلاگ/ 40/ امام رضا(ع)


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


یا غریب الغربا



حاتم طائی در این آستان عبد توست

از دل و جان یکسره در بند توست

شاه و سلطان در حریمت معتکف

چون جهانی در خم لبخند توست




اللهم عجل الولیک الفرج


اشعار مدیر وبلاگ(39)/ حقا که تو حج فقرایی

یا علی ابن موسی الرضا



حقا که به حق حج فقیر الفقرایی 

راضی به رضایی و معین الضعفایی

حاتم و ادم همه خادم به درگاه تواند

جانان به فدایت که تو منشاء صفایی


این شعر بعد از خوندن این ماجرا به ذهنم رسید : 
من از امام رضا (ع) دیدم :

قبل از عیدهمین امسال برای ایام عید خواستم برم شهرستان اومدم از حضرت خدا حافظی کنم نشستم روبروی ضریح و داشتم قرآن می خوندم پیر مردی با دو عصای چوبی کنار من نشسته بود معلوم بود از روستا یا جایی دور اومده سر و کج کرده بود و با اشک به زبان محلی با امام رضا (ع) حرف می زد حال خوشی داشت بعد از مدتی یک جوانی با یک تیپ و قیافه فشن اومد کنارش نشست و شروع کرد به حرف زدن با پیر مرد حاج آقا سلام (سلام) چند روز اومدی مشهد(تازه ظهری رسیدم) محل اسکان داری (نه) من که حواسم پرت شده بود تودلم گفتم اخه به تو چه نمی گذاری بنده خدا حال خودش باشه جوان ادامه داد چرا محل اسکان نداری(من بعد از 16 سال بازنم ودخترم اومدیم مشهد با 100هزار تومن پول بلیط برگشتمون هم مال 5 روز دیگه است رفتیم مسافرخونه گفت شبی 20هزار تومن کمتر برای سه نفر نمی شه دیدم با غذا و باقی مخارج کافی نیست منم سالهاست پا هام توانایی راه رفتن نداره و تحت پوشش بهزیستی هستم گفتم حالا اول بریم زیارت اونکه دعوت کرده خودش هم فکری برامون می کنه) مقابل چشمان بهت زدم جوان یک بسته 5000 هزار تومنی داد به مرد و گفت من از سادات رضویم و از امام رضا (ع) سیدم از کرج اومدم این پول هارو بگیر و برام دعا کن و رفت من مات و مبهوت حالا هم پیر مرد هم من با اشک داشتیم ضریح رو نگاه می کردیم