فرق درس خوندن دخترها با پسر ها

دخترها:                       

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

  و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي






 18 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:

 01- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
02- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
03- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
04- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
05- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
06- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
07- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
08- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
09- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به مرد بودن خود افتخار كنيد.


برو بالا

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بالاتر...

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

آفرین تو هنوز فرق بالا و پایین رو نمیفهمی میای اینترنت؟.....تمرین کن فردا چپ و راستو میپرسم!






اگه دردي تو پاهات حس ميکني اگه احساس ميکني خيلي خسته اي به خاطر اينه که روزي هزار با تو خاطر من مياي و ميري



هیچ گاه چشمانت را برای کسی که مفهموم نگاهت را نمی فهمد گریان نکن...




اگر کليد قلبي را نداري قفلش نکن اگر کسي را دوست داري خردش نکن اگر دستي را گرفتي رهايش نکن(زدتشت)




تولد عيسي مسيح  و جشن کريسمس و آغاز سال نو ميلادي و اغاز ژانويه به تو هيچ ربطي نداره خودتو قاطي نکن




اگه فکر کردي بري قيد چشاتو مي زنم اگه فکر کردي بري ازت به آسوني دل مي کنم آفرين يه بار تو عمرت درست فکر کردي



اگه با هم رفتیم بیرون............سردم شد............. یه لب......... یه لب........................................... یه لبو برام میخری...؟!!




به احمدی نژاد میگن نظرت درباره شهدا چیه میزنه زیر خنده میگن چرا میخندی میگه گل مراد داره گریه میکنه..!!




این پیغام کاملا جدیه. باور کنید. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عیدی داد یه توپ قلقلی داد





به نظر شما با وجود وضعیت بحرانی دنیا و مشکلات فراوان و تصمیم جدید شورای نگهبان هنوز هم خوشگلا باید برقصن؟




يه روز اادم ميره خونه در ميزنه حوا ميگه کيه ادم ميگه اخه دانشمند مگه به عير از من تو کسه ديگه اي هم هست



میدونی رمز موفقیت چیه؟ بهت میدم ولی قول بده پیش خودت بمونه. رمزش اینه: 56328074693-28326954-7235865636236985214217281164328818314




اگرمي خواهيد ديگران را حرص بدهيد ....1.قبل از شروع امتحان از اطرافيانتان چند تا سوال پيچيده که در پاورقي بوده بپرسيد... بعد وقتي همه رو به جون هم انداختيد با خيال راحت براي امتحان تمرکز کنيد... 2-وقتي زنگ آيفون را ميزنيد و در را برايتان باز مي کنند دوباره زنگ بزنيد و بگوييد: ممنون! باز شد! -3.وقتي ميخواهيد تلويزون رو خاموش کني صداشو تا آخرين شماره ببريد بالا تا نفر بعد موهاش سیخ شه..




دولت اعلام كرده كه تا دو هفته ي اينده همه ي افغانيها بايد از كشور خارج بشن. عزيزم نكنه مارو فراموش كني و بي خداحافظي بري




ادامه نوشته


مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان

هر دو بهانه اند برای اینکه به تو بگویم 





بی بهانه دوستت دارم



می دونستی .........!

مردان در مقایسه با زنان مى ‌توانند حروف ریزترى را بخوانند. در عوض، شنوایى زنان بهتر از مردان است. 

٢٨٪ قاره آمریکا طبیعت بکر و دست نخورده است. این میزان در مورد آفریقاى شمالى ٣٨٪ است. 

افراد باهوش داراى روى و مس بیشترى در موهایشان هستند. 

جوانترین پدر و مادر جهان یک زوج ٨ و ٩ ساله بودند که در سال ١٩١5 در چین زندگى مى کردند. 

نخستین رمانى که توسط ماشین تایپ نوشته شد، تام سایر بود. 

در پارکها و میدانهاى مختلف جهان، مجسمه افراد مشهورى سوار بر اسب وجود دارد. اگر هر دو پاى جلوى اسب در هوا باشد نشانگر این است که آن فرد در جنگ مرده است. اگر یک پاى جلوى اسب در هوا باشد به این معنى است که آن فرد در اثر جراحات ناشى از جنگ مرده است. و چنانچه هر چهار پاى اسب بر روى زمین باشد نشانگر این است که فرد به مرگ طبیعى از جهان رفته است. 

کشتى ملکه الیزابت دوم به ازاى هر گالن سوختى که مصرف مى ‌کرد فقط ١٥ سانتى ‌متر حرکت مى ‌کرد. 

علت یک سوم از سرطانها خورشید است. 

در 75% از خانواده های آمریکایی زنان مسئول رسیدگی به امور مالی خانه هستند. 

به طور میانگین هر فرد 1140 بار در سال تلفن می زند. 

80% از مغز شما از آب تشکیل شده. 

قدیمی ترین لغت انگلیسی لغت town است. 

تقریبا نصف استخوانهای شما در دستها و پاهایتان قرار دارد. 

ریش آقایان به طور متوسط بین 7000 تا 10000 مو دارد. 

رشد تعداد ماشینهای روی زمین در حال حاضر 3 برابر رشد جمعیت انسانهاست. 

به ازای هر فرد در جهان یک میلیون مورچه وجود دارد. 

مردها به طور متوسط 3350 ساعت در سال را صرف اصلاح می کنند. 

از لحاظ فیزیکی شما نمی توانید آرنج خودتون رو بلیسید. 

حلزون می تونه تا سه سال بخوابه! 

هر فرد به طور متوسط 1460 بار درسال خواب می بیند. 

هر فرد به طور متوسط دوسال از عمر خودش رو پای تلفن می گذرونه. 

یویو در اصل یک سلاح بوده که فیلیپینی ها ازش استفاده می کردند



 

مرد دوستی را كشف كرد و عشق اختراع شد

زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!

مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد

زن پول را كشف كرد و « خرید كردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را كشف و اختراع كرد

ولی زن همچنان مشغول خرید بود!!





دقت كردید كه همه چیزهای خوب خانم هستند: خورشید خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم!

اما همه چیزهای بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!

 



 

کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری میشود و آخرین سیاهپوش که مرافراموش میکند چه کسی خواهد بودتا قبل از مرگ جانم را فدایش کنم

 



کهنه فروش تو کوچمون داد می زد، چراغ کهنه می خریم،وسایل شکسته می خریم،بی اختیار داد زدم قلب شکسته هم می خری؟ګفت؛اګه ارزش داشت که نمیشکستنش






یکی از بهترین وقت های دعا که مستجاب میشه وقتی هست که از همه چیز نا امید هستیم و یک ذره غرور هم نداریم




کسانی که خود را در اوج میبیند ، یک راه برای بیشتر برای ادامه ندارندو آن حرکت در سرازیری است

 

 



 

امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سر تو ایستاده است.امیر برگشت و دید هیچکس نیست.شاهزاده گفت:عاشق نیستی,عاشق به غیر نظر نمی کند

 




میگن عاشقا عشقشون رو زیبا میبینن ، ایندفعه که دیدمت خیلی زیباتر شده بودی

نمیدونم ، تو هردفعه زیباتر میشی ، یا من عاشقتر

 


در انتظار دیدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بیا که دل شکسته ام

 

 

اگر روزی یادت به من افتاد ، کافی است صدایم کنی ، بی صبرانه به سویت می آیم !

 

 

دوستان بدونین تو شهر عاشقی یکی میاد یکی میره / اونی که میاد بی خبر اونی که میره از جونش سیره .

 

 

رسم دل شکستنو نیستم بلد / حاضرم بد بکشم تو روزای بد / فقط هیچ وقت تنهام نذار / که جون بدم چشم به انتظار .

 

منم تنهاترین تنهای تنها / اسمتو می نویسم روی شن ها / باد میاد اسمتو پاک میکنه / کارم شده در این صحرای غمها .

 

بلبل آزاد بودم عشق گرفتارم کرد / مذهب عشق بسوزد که چنین خارم کرد .

 

 

تو ندانستی چه می خواهم ز تو / من نگفتم که بمان یا که برو / من فقط می خواستم شمعی شوم / تا بسوزم جان خود را نزد تو / تو ولی از آتشم ترسیدی و رفتی و / گفتی که : برو ! نه من نه تو .

 

آنگاه که با دستانت واژه ی عشق را بر قلبم می نوشتی ، سواد نداشتم اما به دستان تو اعتماد داشتم ، حالا سواد دارم اما دیگر به چشمانم هم اعتماد ندارم .

 

 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است ؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بی رنگ است ؟ اما افسوس که هیچ کس نبود ، همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ، آری با تو هستم ! با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است !

 

آهای عاشقان عشق را برای قلبش بخواهید نه برای هوس و خوش گذرانی و گذراندن لحظه های زندگی با هدف عاشق وید و با عشق نیز از این دنیا بروید .

 

به گل گفتم : عشق چیست ؟ گفت : از من خوشگل تر است ، به پروانه گفتم : عشق چیست ؟ گفت : از من زیباتر است ، به شمع گفتم : عشق چیست ؟ گفت : از من سوزان تر است ، به عشق گفتم : آخر تو چیستی ؟ گفت : نگاهی بیش نیستم !

 

بر سنگ قبرم بنویس اینجا مکان گریه نیست / هرکس که خواست گریه کنه بهش بگو اون دیگه نیست

 

 

کاش قلبم درد پنهانی نداشت / چهره ام هرگز پریشانی نداشت / کاش میشد دفتر تقدیر عشق / حرفه از یک روز بارونی نداشت / کاش میشد راه سخت عشق رو / بی خطر پیمود و قربانی نداشت .

 

 

به لبهایم مزن قفل خاموشی که در دل قصه ای نا گفته دارم / ز پایم باز کن این بند گران را که از این سودا دلی آشفته دارم .

 

اگر می خواهی در زندگی خوشبخت باشی ، هرگز به بدبختی کسی نخند .

 

یادمه که همیشه میگفتی : برو من همیشه پشتت هستم ، ولی هیچ وقت فکر اون خنجر که پشتت قایم کرده بودی رو نمیکردم !

 

تا دنیا دنیاست بمون کنارم / من هیچ کسو غیر تو دوست ندارم / تا دنیا دنیاست دل من فداته / اول دلی که عاشقه خنده هاته .

 

هدیه ای که برای تولد من آورده بود یک تابلو بود که با خط درشت رویش نوشته بود : زندگی پوچ و بی معناست ، در صورتی که او همیشه به من می گفت : تو تموم زندگی منی !

 

من چه می دانستم دل هر کس ، دل نیست ، قلب ها ز آهن و سنگ ، قلب ها بی خبر از عاطفه اند ، من چه می دانستم !

 

دیوارها اگر چه متهم به ایجاد فاصله هستند ، اما این دستان دیوار ساز ما است که تبرئه می شوند .

 

گداچیست ؟ موجودی است زنده كه موبایل دارد ولی sms نمیدهد

 

یك مورچه میره خون بده میگن چند  سی سی خون میخواهی بدی میگه سی سی میسی حالیم نیست شاهرگو  بزن بیمارستان را لوله كشی كن!!

 

شمع محفل شاهان شدن ذوقی ندارد ٬ ای خوشا شمعی که روشن میکند ویرانه ای را

 


در زندگی ۳ راه برای رسیدن به هدف وجود دارد:

1- اندیشه  والاترین راه

۲- تقلید آسان ترین راه

۳- تجربه تلخ ترین راه

 

 


وقتی زندگی رو از یخ ساختی ٬ برای آب شدنش گریه نکن

 

 

بزرگ ترین رنج ، رنج بودن است و چه لذت بخش است اینجا نبودن

 


  
  همیشه سعی کن دنبال سرنوشت بروی ، نه اینکه سرنوشت به دنبال تو بیاید

 

 

کسی میتواند به پای عشق بمیرد که قبل از آن زندگی در پیش چشمانش مرده باشد

 

 

برای دیدن نور ، به خورشید نگاه کن

برای دیدن عشق ، به ماه

برای دیدن زیبایی ، به طبیعت

برای دیدن امید ، به آینده

 

 

ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو

 

 

گذشته را با خود داشته باش ، اما در آن زندگی مکن و فقط تجربه بگیر


نگاهت مهربونه نازنینم / ابروهات کمونه نازنینم

بکش بالا که بردی آبرومو / دماغت آویزونه نازنینم !




‌روزی روزگاری تاجر ثروتمندی بود که 4 زن داشت.
زن چهارم را از همه بیشتر دوست داشت و او را مدام با خریدن جواهرات گران قیمت و غذاهای خوشمزه خوشحال می‌کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می‌داد.‌‌
زن سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می‌کرد. اگرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او تنهایش بگذارد.
واقعیت این است که او زن دومش را هم بسیار دوست داشت. او زنی بسیار مهربان بود که دائما نگران و مراقب همسرش بود. مرد در هر مشکلی به او پناه می‌برد و او نیز به تاجر کمک می‌کرد تا گره کارش را بگشاید و از مخمصه بیرون بیاید.
اما زن اول مرد، زنی بسیار وفادار و توانا بود که در حقیقت عامل اصلی ثروتمند شدن او و موفق بودنش در زندگی بود که اصلا مورد توجه مرد نبود. با اینکه از صمیم قلب عاشق شوهرش بود 

اما مرد تاجر به ندرت وجود او را در خانه ای که تمام کارهایش با او بود حس می‌کرد و تقریبا هیچ توجهی به او نداشت.

روزی مرد احساس مریضی کرد و قبل از آنکه دیر شود فهمید که به زودی خواهد مرد. به دارایی زیاد و زندگی مرفه خود اندیشید و با خود گفت: ‌"من اکنون 4 زن دارم، اما اگر بمیرم دیگر هیچ کسی را نخواهم داشت و تنها و بیچاره خواهم شد"! بنابراین تصمیم گرفت با زنانش حرف بزند و برای تنهایی‌اش فکری بکند.

اول از همه سراغ زن چهارم رفت و گفت:"من تورا بیشتر از همه دوست دارم و از همه بیشتر به تو توجه کرده ام و انواع راحتی ها را برایت فراهم آورده ام، حالا در برابر این همه محبت من آیا در مرگ با من همراه می‌شوی تا تنها نمانم؟"زن به سرعت گفت : " هرگز" و مرد را رها کرد.
ناچار با قلبی که به شدت شکسته بود نزد زن سوم رفت و گفت:‌"من در زندگی تو را بسیار دوست داشتم آیا در این سفر همراه من خواهی آمد؟"زن گفت: " البته که نه! زندگی در اینجا بسیار خوب است. تازه من بعد از تو می‌خواهم دوباره ازدواج کنم " قلب مرد یخ کرد.
مرد تاجر به زن دوم رو آورد و گفت:"تو همیشه به من کمک کرده ای . این بار هم به کمکت نیاز شدیدی دارم شاید تو از همیشه بیشتر می‌توانی در مرگ همراه من باشی؟ "زن گفت :" این بار با دفعات دیگر فرق دارد . من نهایتا می‌توانم تا گورستان همراه جسم بی جان تو بیایم اما در مرگ،...متاسفم"! گویی صاعقه ای به قلب مرد آتش زد.

در همین حین صدایی او را به خود آورد:"من با تو می‌مانم ، هرجا که بروی"، تاجر نگاهش کرد، زن اول بود که پوست و استخوان شده بود ، انگار سوءتغذیه، بیمارش کرده باشد. غم سراسر وجودش را تیره و ناخوش کرده بود و هیچ زیبایی و نشاطی برایش باقی نمانده بود . تاجر سرش را به زیر انداخت و آرام گفت:" باید آن روزهایی که می‌توانستم به تو توجه می‌کردم و مراقبت بودم ..."
در حقیقت همه ما چهار زن داریم!
الف: زن چهارم بدن ماست که مهم نیست چقدر زمان و پول صرف زیبا کردن او بکنیم وقت مرگ، اول از همه او ما را ترک می‌کند.
ب: زن سوم دارایی‌های ماست. هر چقدر هم برایمان عزیز باشند وقتی بمیریم به دست دیگران خواهد افتاد.
ج : زن دوم که خانواده و دوستان ما هستند. هر چقدر هم صمیمی و عزیز باشند ، وقت مردن نهایتا تا سر مزارمان کنارمان خواهند ماند.
د: زن اول که روح ماست. غالبا به آن بی توجهیم و تمام وقت خود را صرف تن و پول و دوست می‌کنیم.او ضامن توانمندی های ماست اما ما ضعیف و درمانده رهایش کرده ایم تا روزی که قراراست همراه ما باشد، اما دیگر هیچ قدرت و توانی برایش باقی نمانده است. 

 


مردي براي اصلاح سر و صورتش به آرايشگاه رفت. 
در حال کار، گفتگوي جالبي بين آنها در گرفت. 
آنها به موضوع «خدا » رسيدند، 
آرايشگر گفت: من باور نمي کنم خدا وجود داشته باشد! 
مشتري پرسيد :چرا؟ 
آرايشگر گفت : کافي است به خيابان بروي تا ببيني چرا خدا وجود ندارد. 
اگر خدا وجود داشت آيا اين همه مريض مي شدند؟ 
بچه هاي بي سرپرست پيدا مي شدند؟ اين همه درد و رنج وجود داشت؟ 
نمي توانم خداي مهرباني را تصور کنم که اجازه مي دهد اين چيز ها وجود داشته باشند. 
مشتري لحظه اي فکر کرد،اما جوابي نداد؛چون نمي خواشت جروبحث کند. 
آرايشگر کارش را تمام کرد و مشتري از مغازه بيرون رفت. 
در خيابان مردي را ديد با موهاي بلند و کثيف و به هم تابيده و ريش اصلاح نکرده... 
مشتري برگشت و دوباره وارد آرايشگاه شد و به آرايشگر گفت: 
به نظر من آرايشگرها هم وجود ندارند. 
آرايشگر با تعجب گفت:چرا چنين حرفي مي زني؟ 
من اين جا هستم،همين الان موهاي تو را کوتاه کردم. 
مشتري با اعتراض گفت : نه!!! آرايشگر ها وجود ندارند، 
چون اگر وجود داشتند، 
هيچ کس مثل مردي که آن بيرون است، با موهاي بلند و کثيف و ريش اصلاح نکرده پيدا نمي شد. 
آرايشگر گفت : نه بابا ؛ آرايشگر ها وجود دارند، 
موضوع اين است که مردم به ما مراجعه نمي کنند. 
مشتري تاييد کرد: دقيقا! نکته همين است. 
خدا هم وجود دارد! 
فقط مردم به او مراجعه نمي کنند و دنبالش نمي گردند. 
براي همين است که اين همه درد و رنج در دنيا وجود دارد




من و دوستم کوری را دیدیم که در سایۀ معبد تنها نشسته بود ،دوستم گفت :«او دانا تزین مرد در ملت ماست .»

از دوستم جدا شدم و به کور نزدیک شدم و سلام کردم . کنارش نشستم واز همه جا سخن گفتیم . و بعد از مدتی پرسیدم :از کی نابینا شدی،آقای من!

در پاسخ گفت :«پسرم ،از زمان تولد.»

به او گفتم :چه رشته ای از دانش ها را دنبال می کنی؟

جواب داد :من ستاره شناسم.

سپس دستش را روی سینه اش نهاد و گفت :من این خورشید ها و ماه ها وستاره ها را رصد می کنم



 به نام حضرت دوست

از تمام عزیزانی که از این وبلاگ دیدن میکنند خواهش میکنم این آپ رو الکی ردنکنین .

به نظر شما هدف خداوند از آفرینش ما انسان ها چه بوده ؟

یا مضمون شعر:

کیستم ؟چیستم ؟اینجا به چه کار آمده ام ؟یا چه بودست مراد وی از این ساختنم ؟

لطفأ نظراتتون رو خصوصی نفرستین تا بقیه دوستان هم استفاده کنن





گفتم  به  خردمند   که   دیوانه  کدام  است ؟        گفت آن غلط اندیش که نا پخته و خام است

آنکو چو در این ملک ز حزبی سخنی رفت         پنداشت که دارای اصول است و مرام است       

آن  مرد   که   هر   ظاهر  آراسته ای  دید         پنداشت درست است نه دانه ست نه دام است

آن کس که  بپا خیزد  و خواهد  که   بجنگد         با هر که در این جا  پی  اغوای عوام است

آن مرد  که  منسوخ  چو  شد  برده فروشی         پنداشت  که  دیگر نه  کنیز  ونه غلام است

آن کس که فقط رفت  پی  دانش  و  پنداشت        دانائی    تنها    سبب   جاه     مقام    است!

آن کس  که  ندارد  زد  و  بند و به  گمانش         گر جدی وپاک است و امین کار تمام  است

آن مرد که پنداشت  بود  این  سخنی  راست        گر گفت  کسی: حرف حسابی دو کلام است

آن کس که چو گفتند حرام  است  فلان  چیز        پنداشت که بهر  همه  آن  چیز  حرام  است

آن کس که گمان می کند امروز در این بزم         مستی فقط آن است که از دانه  و  دام  است

آن مرد که شد صاحب یک منصب و پنداشت      آن منصب  و  آن مرتبه  دارای   دوام  است

آنکو   متأهل  شد  و   پنداشت   که  با  زن        جان  خرم  ودل  بی  غم  و ایام  بکام  است

(ابولقاسم حالت )                     اگه اگه اگه خواستید نظر بدید

رندی هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی حماقت او را دست می انداختند. دو سکه به او نشان میدادند که یکیشان از طلا بود و دیگری از نقره. اما آن رند همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد . هر روز گروهی از زنان و مردان می آمدند و به او دو سکه نشان میدادند و رند داستان ما همیشه سکه نقره را انتخاب میکرد و مردم به او میخندیدند .تا این که مرد مهربانی از راه رسید و دید مه این رند را چگونه دست می اندازند , ناراحت شد. به سراغش رفت و گفت: "هر وقت دو سکه به تو نشان دادند تو سکه طلا را بردار این طوری هم پول بیشتری بدست می آوری و هم ترا دست نمی اندازند . " رند پاسخ داد:"ظاهرا حق با شماست اما اگر سکه طلا را بردارم دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند من از آنها احمق ترم . شما نمیدانید من با این کلک چقدر پول گیر آورده ام"




پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد. بر روی
کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن شماره ای هفت
رقمی.
مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش داد. پسرک پرسید،" خانم، می
توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من بسپارید؟" زن پاسخ داد، کسی هست که
این کار را برایم انجام می دهد."
پسرک گفت:"خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد". زن
در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است.
پسرک بیشتر اصرار کرد و پیشنهاد داد،" خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را
هم برایتان جارو می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر
خواهید داشت." مجددا زن پاسخش منفی بود".
پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت، گوشی را گذاشت. مسئول داروخانه که به صحبت
های او گوش داده بود به سمتش رفت و گفت: "پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر
اینکه روحیه خاص و خوبی داری دوست دارم کاری بهت بدم"
پسر جوان جواب داد،" نه ممنون، *من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم*، من همون
کسی هستم که برای این خانوم کار می کنه".



میخواستم بدونم با این همه بیشرفت تکنولوژی چرا نوار غزه به سی دی تبدیل نشده ؟؟؟؟؟؟؟؟

کسی که باورت داره ، همیشه یک قدم جلوتر از کسیه که دوست داره

**** 

همیشه دور بودن به معنای فراموش کردن نیست گاهی فرصتی

است برای دلتنگ شدن .

***

بازم صد رحمت به آهن که یه مدت ازش خبر نگیری خودش زنگ میزنه .

***

اگه صدای اس ام اس گوشیت در اومد ، نگو پیام دارم

بگو یه رفیق با مرام دارم که یادم کرده !

***

نه یادی میکنی نه میری از یاد / به نیکی باد یادت ای پریزاد

مرا کردی تو ای دوست ، فراموش / فراموشیست رسم آدمیزاد . . .

***

نترسم که با دیگری خو کنی ، تو با من چه کردی که با او کنی ؟

***

توی قلبم نوشتم ورود ممنوع !

حالا که وارد شدی ، خروج ممنوع !!





 دیروز یه گل خوشگل پشت ویترین گل فروشی دیدم!!!

خواستم برات بخرمش.

به فروشنده گفتم :اون گل چند؟

گفت:اون گل نیست........آینه ست.

***

چندین ساله که دوستت دارم و همیشه دوستت داشتم. ولی هر وقت خواستم به لب هات نزدیک بشم منو با نفرت زمین زدی
 امضا: آب دماغ

***

دستت رو بذار رو یه طرف صورتت ……. گذاشتی !؟

خوب به این پدیده میگن ماه گرفتگی !

****

 رفاقت مثل ساختن آدم برفیه ، ساختنش راحته ولی نگه داشتنش سخته . . .

****

تو که تنها نمی مونی من تنها رو دعا کن / خاطراتم رو نگه دار اما دستامو رها کن . . .

***

دقایقی تو زندگی هستن که دلت برای کسی اونقدر تنگ می شه که

 میخوای اونو از رویات بکشی بیرون و توی دنیای واقعی بغلش کنی

***

نیم نگاهت را به تمامی دنیا نخواهم فروخت، بی آنکه ذره ای به یادم باشی

****



 

یک ستاره‌شناس مصری در پیش‌بینی جدید خود اعلام کرد که عربستان سعودی در سال جدید میلادی شاهد ظهور "خوارج " و حوادث خونین خواهد بود و رژیم صهیونیستی نیز تا 10 سال آتی فروخواهد پاشید و برنامه هسته‌ای ایران موفق خواهد شد.

"دکتر سید محمد علی " منجم معروف مصری در جدیدترین پیش‌بینی خود برای سال 2010 اعلام کرده است که عربستان سعودی شاهد حوادثی خونین خواهد بود. 
بنا بر اعلام این ستاره‌شناس موسم آینده حج شاهد حوادثی خونین و تاسف‌باری است که دولت آل سعود بر کسانی که آنان را "فتنه‌انگیزان" می‌خواند غلبه می‌کند. 
این منجم مصری پیش‌بینی کرده است که گروه‌های کوچکی که آنان را خوارج می‌خوانند در عربستان ظهور خواهد کرد.

خبرگزاری آلمان در ادامه افزود که این منجم مصری پیش‌بینی کرده است که میانجیگری ترکیه میان طرفین درگیر در خاورمیانه شکست خواهد خورد و سال 2010، سال نزدیک شدن سوریه و لبنان به یکدیگر است.

این گزارش می‌افزاید که سال آتی سال آغاز شمارش معکوس زوال رژیم صهیونیستی است که عمر 70 ساله آن به پایان می‌رسد و بنابراین تا 10 سال دیگر فروخواهد پاشید.

در ادامه این پیش‌بینی آمده است که اسرائیل در سال‌های آتی شاهد حوادث و مصیبت‌هایی است و علاوه بر این شاهد ترور یکی از سیاستمداران بزرگ خود است و همچنین پیگرد قضایی سران اسرائیل که در تهاجم به غزه شرکت داشتند، ادامه خواهد یافت.

این منجم با پیش‌بینی اینکه همه مذاکرات صلح شکست خواهد خورد به عراق اشاره و پیش‌بینی کرد که وضع ناامن عراق بر همین منوال ادامه خواهد یافت. 
در این گزارش به برنامه هسته‌ای ایران نیز اشاره شده و اعلام شده است که برنامه هسته‌ای ایران در سال 2010 موفق خواهد بود.

آمریکا نیز در این پیش بینی گنجانده شده و در خصوص آن آمده است که آمریکا در سال آتی میلادی شاهد سقوط هواپیماها، غرق کشتی‌ها و حوادثی طبیعی بی‌سابقه‌ای خواهد بود و علاوه بر آن جنگ در افغانستان و پاکستان علیه نظامیان خارجی حاضر در آنها ادامه خواهد یافت.

در این گزارش آمده است که پاکستان حالت ناآرام خود را حفظ خواهد کرد و رئیس جمهوری آن هدف ترور خواهد گرفت.

برگرفته از سایت 





عالم در انتظار شماست یابن الحسن ادرکنی یا مولا عنایتی بنمایید.عشق میوه تمام فصل هاست و دست همه کس به شاخسارش می رسد. (مادر ترزا)

عشق نخستین سبب وجود انسانیست . (وونارگ)
عشق همچون توفان سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری روزافزون می گردد. (ارد بزرگ)
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد . (شکسپیر)
عشق مانند بیماری مسری است که هر چه بیشتر از آن بهراسی زودتر به آن مبتلا میشوی. (شانفور)
عشق برای روح عادی یک پیروزی و برای روح بلند یک فداکاریست. (کوستین)
عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  (جبران خلیل جبران)
عشق برای مرد از احساسات عمیق و غیر ارادی نیست ، بلکه قصد و عقیده است. (مادام دوژیرادرن)
عشق هوس محبوب شدن نزد معشوق است. (زابوتن)
عشق نخستین بخش از کتاب مفصل بیوفائی است. (ژرژسان)
عشق معجزه ایست . (امیل زولا)
عشق شیرینی زندگیست. ( مارسل تینر)
عشق مزیت دو فردیست که دائم سبب رنج و اندوه یکدیگر می شوند. (سنت بوو)
عشق یکنوع تب و حرارت شدید است. (استاندال)
عشق گل کمیابی است. ( آندره توریه)
عشق حادثه ایست. (کولارن)
عشق چیزیست که به هیچ چیز دیگر شباهت ندارد.(ریشله)
عشق ما را میکشد تا دوباره حیاتمان ببخشد . (بوبن)
عشق شاه کلیدی است که تمام دهلیزهای قلب را میگشاید . (ایوانز)
عشق این توانائی را می دهد که بگوئید ، پوزش می خوا هم. (کن بلانچارد)
عشق یعنی ترس از دست دادن تو . (مثل ایتالیائی)
عشق تاریخچه زندگی است.... اما در زندگی مرد واقعه ای بیش نیست . (مادام دواستال)
عشق همیشگی است این ما هستیم که ناپایداریم ،عشق متعهد است مردم عهد شکن، عشق همیشه قابل اعتماد است اما مردم نیستند.  (لئوبوسکالیا)
عشق عبارت است از وجود یک روح در دو کالبد. عاملیست که دو تن را مبدل بفرشته ی واحدی می کند. (ویکتور هوگو)
عشق رمز بزرگیست. (افلاطون)
عشق تجارت خطرناکیست که همواره به ورشکستگی می انجامد. ( شانفور)
عشق نبوغ عقل است. (توسنل)
عشق دردیست که فقط سه دارو دارد: گرسنگی ، انتظار ، انتحار (کراتس)
عشق نمی دانم چیست و نمی دانم چگونه سپری می شود. ( مادموازل دوسگوری)
عشق دردیست شدیدتر از تمام دردهای دیگر ، زیرا در عین حال روح و قلب و کالبد را رنج می دهد. (ولتر)
عشق حیات عاشق را تشکیل می دهد و الا معشوق بهانه است . (آلفونس کار)
عشق ظالمی است که به احدی رحم نمی کند. (کرنی)
عشق ، خطای فاحش فرد در تمایز یک آدم معمولی از بقیه ی آدم های معمولی است. (برنارد شاو)
عشق چیزیست که بیعقلان را عاقل می کند و عاقلان را عاقلتر می نماید و آن ها را که بیش از اندازه عاقلند را کمی بی قید می سازد. (......)
عشق چیزیست که نخست به شما پرو بال می دهد تا بعد بهتر بتواند بدامتان بیندازد. (د. اسمیت)
عشق ، عشق می آفریند . عشق ، زندگی می بخشد . زندگی ، رنج به همراه دارد . رنج ، دلشوره می آفریند . دلشوره ، جرات می بخشد . جرات ، اعتماد می آورد . اعتماد ، امید می آفریند . امید ، زندگی می بخشد . زندگی ، عشق به همراه دارد . عشق ، عشق می آفریند. (مارکوس بیکل)
عشق خوشبختی است که دو طرف برای هم ایجاد می کنند. (ژرژسان)

هر چندتا تو منو دوست داري من يه دونه بيشتر دوست دارم ميدوني اينجوري خوبيش اينه که حتي اگه منو دوست نداشته باشي باز من يه دونه دوست دارم




 غرور هدیه شیطان است و عشق هدیه خداوند، و ما هدیه شیطان را بهم می دهیم ولی هدیه خداوند را از یکدیگر پنهان می کنیم




تکیه بر دوست مکن محرم اسرار کسی نیست / ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست





هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست




اگر برگ درخت در پاییز نمی افتاد، جایی برای روئیدن برگ های بهاری پیدا نمی شد.




درازترین سفر با یک گام برداشتن آغاز می شود.





زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت هميشه بايد در حركت باشي ....آلبرت انیشتن





پاييز را دوست دارم چون فصل غم است غم را دوست دارم چون گريه دل است دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم چون تو را دوست دارم


کلاس عشق ما دفتر ندارد شراب عاشقي ساغر ندارد بدو گفتم که مجنون تو هستم هنوز آن بي وفا باور ندارد




ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست پس ساده میگویم تا ابد دوستت دارم.!



در تصاوير حكاكي شده بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست. هيچكس سوار بر اسب نيست. هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد. هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست .هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست و هيچ تصوير خشني در آن وجود ندارد . از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد ، بفرست براي ايرانيان تا يادمون بمونه چي بوديم




زندگي آن قدر عجيب نيست که شما تصور مي کنيد زندگي آن قدر عجيب است که شما نمي توانيد تصور کنيد




خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تنها مشق کردن اسمت را به یاد داشته باشم. همواره در من جاری باش، همانگونه که خون در رگهایم جاری است. خداوندا: از تو میخواهم که هرگز در بیابان هولناک زندگی، تنها و بی یاور رهایم نسازی . از تو میخواهم که در کوره راه پر پیچ و خم زندگی، تنهایم نگردانی که همواره محتاج وجودت میباشم............ آمین



خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند.حيف من زاده ي امروزم.خدايا،جهنمت فرداست.پس چرا امروز مي سوزم‌؟!





خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى و سپس از آن مى ‏كوچى.





عشق مثله هوا همه جا جاريست. تو نفس هايت را کمی عميق تر بکش!





به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن.





خدایا از روزی که منو آفریدی به جز کارهای بد ندیدی خدایا دمت گرم شتر دیدی ندیدی







آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!