مجمئعه اشغار مذهبی(صاحب الزمان)
يک ثانيه از عمر همين يک شب يلدا
باعث شده تا صبح به يمنش بنشينيم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه طي شد
يک شب نشد از هجر ظهورش بنشينيم
باز هم آدينهاي آمد ولي مهدي كجاست؟
يك نفر ميگفت مهدي جمعهها در كربلاست
در راه عزيزي است كه با آمدنش
هر قطب نما ، قبله نما خواهد شد
باز آي که سايه ديوار انتظار
سوزنده تر از تابش خورشيد محشر است
ديشب كسى براى تو سجاده وا نكرد
بغضى ترك نديد و گلويى صدا نكرد
انگار ما بدون حضور تو راحتيم
وقتى كسى براى ظهورت دعا نكرد
دوباره جمعه وصد بي قراري
دوباره جمعه وچشم انتطاري
تمام جمعه ها را مي شمارم
كه كي برروي چشمم پا گذاري
زمستان خسته شد از بي بهاري
جهان مي لرزد از اين بي قراري
گمانم جمعه اي باقي نمانده
خدايا تا به كي چشم انتظاري
فقط دليل جدايي ز تو گناه من است
ثمر از اين همه غفلت دل سياه من است
هميشه ذكر تو را من به روي لب دارم
كه نام تو گل زهرا دليل راه من است
ناله هايم تا ثريا پر گرفت
اشك چشمم رنگ خاكستر گرفت
ناله ام پيچيد در هفت آسمان
يا ابا صالح كجايي؟ الامان
صبح بي تورنگ بعداز ظهر يک آدينه دارد
بي توحتي مهرباني حالتي ازکينه دارد
دل مرده ايم بدون تو اي مسيح من
يك جمعه هم زيارت اهل قبور كن
سوگند به هر چهارده آيه نور
سوگند به زخمهاي سرشار غرور
آخر شب سرد ما سحر ميگردد
مهدي به ميان شيعه برميگردد
از دو چشم ياس مي خوانم بيا
شعري از احساس مي خوانم بيا
نيستم قابل ولي ارباب من
روضه ي عباس مي خوانم بيا.
+ نوشته شده در جمعه هفتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:13 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است