عمر ازدیوار خانه مردم بالامی رفت به بهانه نهي از منکر

در يكى از شبها كه در كوچه هاى مدينه گشت مى زد، صداى آواز مردى را از درون خانه اش شنيد، ناگهان از ديوار بالا رفت ! و پايين آمد! و به نزد او رفت . عمر ديد زنى و ظرفى از شراب نزد اوست . گفت : اى دشمن خدا! پنداشتى كه خداوند تو را با اين معصيت مى پوشاند؟

وقتي صاحب خانه او را ديد گفت: اي خليفه وقت! اگر ما يک گناه کرديم- تو شش گناه کردي و اگر از ما يک مخالفت امر خدا صادر شده از تو چندين مخالفت صادر شده. 

اگر قبول نداري بشنو تا بگويم: 
اولا: تجسس کرده اي و خداوند فرموده: "و لا تجسسوا"  يعني تجسس عيوب مردم نکنيد که خداوند عيب پوش است.

ثانيا: خداوند فرموده : "و ليس البر ان تاتوا البيوت من ظهورها و لکن البر من اتقي و اتوا البيوت من ابوابها"  يعني: خوب نيست از پشت بام خانه ها داخل خانه مردم شدن و نيکي آن است که از خدا بپرهيزيد و از در خانه مردم در آييد. تو از در نيامدي. از ديوار آمدي و از نيکي و تقوا که خدا فرموده چيزي به جا نياوردي.

ثالثا: خداوند فرموده: "ان بعض الظن اثم"  تو گمان بد در حق مردم و در حق ما مي بري 

رابعا:
 خداوند فرموده: " ان جائکم فاسق بنباء فتبينوا" و تو تحقيق نکرده بر سر ما آمدي. 
پنجم:
 آنکه خداوند به بندگان فرموده بي رخصت و اجازه به خانه کسي داخل نشويد:
"لا تدخلوا بيوتا غير بيوتکم حتي تستانسوا و تسلموا علي اهلها"  اگر اين خانه توست بگو. و اگر ادعاي انيست (دوستي) ميکني انيس و دوست از بام خانه در نمي آيد. و خداوند فرموده هرگاه داخل خانه کسي شويد بر اهل ان خانه سلام کنيد که در سلام سلامتي است و ترکش در عرف قبيح است. در هيچ مذهبي نيست که تسليم و تواضعي نباشدو تو سلام نکردي.

ششم:
 آنکه امر به معروف و نهي از منکر مراتبي دارد. پس از رعايت آن مراتب دستور به کشتن او ميدهند. ولي تو قبل از آنکه مراتب را رعايت کني براي کشتن من آمدي.  ديگر آنکه تو جانشين رسول خدايي-تو را تمکين در کار است. شب گردي چيز ديگريست و جانشين رسول خدا ديگر. يعني وظيفه تو شب گردي نيست. 
وقتي عمر اين مسائل را شنيد خجالت کشيدو از آن شخص عذر خواست.  (1)

روايات زيادي همچون روايت فوق ذکر شده اند که همگي بيان کنند اصرار و سعي زياد عمر در تجسس خانه هاي مردم دارد. در حاليکه در قران و روايات تاکيد بسيار زيادي شده است که: "تجسس نکنيد".

(مكارم الاخلاق نوشته خرائطي حديث 3696 - شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد ج3ص 96، احياء العلوم غزالي ص 137 - الغدير للاميني ج 6 / 121، الرياض النضرة ج 2 / 46 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحديد ج 1 / 61 وج 3 / 96 ط 1، الدر المنثور ج 6 / 93، الفتوحات الاسلامية ج 2 / 477. )








اللهم عج الولیک الفرج