اشعار مذهبی(37)(غروب جمعه)
اي عاشقان براي ظهورم دعا کنيد
روز و شبان بسوي خدا التجا کنيد
گر انتظار عمر فرج مي کشيد پس
بايد که روز و شب همه از دل نوا کنيد
آن يوسفي که در چَهِ غيبت بود منم
اي قافله طناب برايم رها کنيد
بگذشت عمر اشکِ منِ زار، از هزار
با اشک خويش، پاک ز من اشکها کنيد
زندان غم مرا به اسارت کشيده است
اي عاشقان مرا ز اسرارت رها کنيد
از مهدي غريب وطن ياد آوريد
هرگاه ياد جدّ غريب مرا کنيد
از من در اين زمانه نباشد غريب تر
از بهر اين غريب زمانه دعا کنيد
امروز سيل اشک بريزيد بهر من
فردا که شد ظهور خنده ها کنيد
اللهم عج الولیک الفرج
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 17:39 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است