حجاب ام المومنین عایشه
بخاری در کتاب صحیحش در جلد 3 صفحه 225 میگه سليمان بن يسار مىگويد: براى اينكه نزد عايشه بروم از او اجازه گرفتم. صداى مرا شناخت و گفت: سليمانى؟ داخل شو كه تو مملوكى و...
مگر مملوك بودن مىتواند علت جواز دخول بر اجنبيه باشد؟ مگر سليمان نابينا بود؟ در كجاى اسلام آمده است كه اگر كسى غلام كسى باشد با همه زنها محرم است؟ ممكن است گفته شود كه عايشه بعد از حجاب كردن اجازه داد. گوئيم اگر چنين است چرا مملوك بودن را دليل بر جواز دخول دانسته است؟ اگر او حجاب كرده بود چرا گفت: «داخل شو كه تو مملوكى»؟ مگر غير مملوك نمىتواند بر عايشه -كه حجاب كرد- داخل شود؟ اندكى تفكر در اين روايت به ما مىرساند كه عايشه به حجابش بى اعتنا بوده است. روايت ذيل آن را روشنتر مىكند:
تعليم غسل و وضوء عملي توسط عايشه به نامحرمان !!!
سالم سبلان - كه به خاطر امانتداريش عايشه او را اجير كرده بود- مىگويد: عايشه به من نشان داد كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله چگونه وضو مىگرفت... سه بار (عايشه) صورتش را شست سپس سه بار دست راستش و سه بار دست چپش را شست و سپس دستش را جلو سرش قرار داد و آن را به تمام سرش كشيد و گوشهايش را مسح كرد و بر دو گونهاش كشيد. سالم مىگويد من آنگاه كه عبد مكاتب بودم نزد او مىرفتم. او خود را از من نمىپوشاند بلكه مقابل من مىنشست و با من گفتگو مىكرد... . ر. ک سنن نسایی ج 1 ص 93
خلاصه ببینید این ام المومنین چقدر از همون زمان روشن فکر!!!!!!!!!!! بوده
مگر مملوك بودن مىتواند علت جواز دخول بر اجنبيه باشد؟ مگر سليمان نابينا بود؟ در كجاى اسلام آمده است كه اگر كسى غلام كسى باشد با همه زنها محرم است؟ ممكن است گفته شود كه عايشه بعد از حجاب كردن اجازه داد. گوئيم اگر چنين است چرا مملوك بودن را دليل بر جواز دخول دانسته است؟ اگر او حجاب كرده بود چرا گفت: «داخل شو كه تو مملوكى»؟ مگر غير مملوك نمىتواند بر عايشه -كه حجاب كرد- داخل شود؟ اندكى تفكر در اين روايت به ما مىرساند كه عايشه به حجابش بى اعتنا بوده است. روايت ذيل آن را روشنتر مىكند:
تعليم غسل و وضوء عملي توسط عايشه به نامحرمان !!!
سالم سبلان - كه به خاطر امانتداريش عايشه او را اجير كرده بود- مىگويد: عايشه به من نشان داد كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله چگونه وضو مىگرفت... سه بار (عايشه) صورتش را شست سپس سه بار دست راستش و سه بار دست چپش را شست و سپس دستش را جلو سرش قرار داد و آن را به تمام سرش كشيد و گوشهايش را مسح كرد و بر دو گونهاش كشيد. سالم مىگويد من آنگاه كه عبد مكاتب بودم نزد او مىرفتم. او خود را از من نمىپوشاند بلكه مقابل من مىنشست و با من گفتگو مىكرد... . ر. ک سنن نسایی ج 1 ص 93
خلاصه ببینید این ام المومنین چقدر از همون زمان روشن فکر!!!!!!!!!!! بوده
کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر
به ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید
یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح
ولی...
شمار مردم کشتی نکرد تغییری!
اللهم عج الولیک الفرج
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 12:38 توسط منتظران منتقم الزهرا(س)
|
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است