فرازهای تاریخی زیر را که بنابرمعمول از معتبرترین کتب اهل سنت نقل می شود، به دقت مرور فرمائید.

الف- هنگامی که “عمر” کارگزارانش را که برای اداره بلاد می رفتند، بدرقه می کرد، به آن ها دستور می داد که تنها قرآن را مورد توجه قرار دهند و از نقل احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم پرهیز کنند. یکی از این کارگزاران به نام قرظه وقتی وارد کوفه شد، مردم از او خواستند که احادیث پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را برای آنان روایت کند، قرظه در جواب آنان گفت: “عمر” ما را از نقل حدیث منع کرده است. (1)

ب- “عمر” سه نفر از اصحاب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم  به نام های: ابن مسعود، ابودرداء و ابومسعود انصاری را به جرم این که احادیث ایشان را بسیار نقل می کردند، در مدینه زندانی کرد. این حبس تا پایان زندگی “عمر” ادامه یافت. (2)

ج-  ابوسلمه به ابوهریره ( یکی از اصحاب پیامبر صلوات الله علیه وآله که اهل سنت به روایات او اعتماد دارند ) گفت: آیا در زمان “عمر” نیز مانند امروز در حدیث گفتن آزاد بودی؟ ابوهریره جواب داد: اگر در زمان “عمر” حدیث نقل می کردم، جواب مرا با تازیانه اش می داد. (3)

هرچند نقل های تاریخی در این باب بسیار زیاد و متنوع است، اما به همین مقدار بسنده کرده و سوالاتی را دربرابر دوستان اهل سنت قرار می دهیم.
آیا کسی که خود را خلیفه رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم معرفی می کند، باید در فکر نوشتن داستانهای یهودیان باشد (4) یا نشر تعالیم آخرین فرستاده الهی؟ آیا یکی از وظایف حکومت مذهبی توسعه دانش علمی نیست؟ آیا در آن زمان که نزدیک ترین دوره به عصر خاتم الانبیاء صلوات الله علیه وآله بوده، جلوگیری از ترویج احادیث صحیح پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم باعث وارد شدن لطمات جبران ناپذیری به فرهنگ و دیانت مردم و موجب انتشار مطالب غیرواقعی و مضر نمی شود؟ سپردن زمام فرهنگ سازی به دست راویان رویه درست است یا مقدم کردن کعب الاحبارها و تمیم داری ها (5)؟





پی نوشت ها:

1- بخشی از منابع این ماجرا از کتب اهل سنت:
الف- مستدرک حاکم، جلد1،«امر عمر بتجرید القرآن و تقلیل الروایة»، صفحه102
ب- سنن ابن ماجه، جلد1، باب3، «التوقی فی الحدیث عن رسول الله»
ج- طبقات ابن سعد، جلد6، « تسمیة من نزل الکوفة من اصحاب رسول الله» صفحه2
د- جامع بیان العلم، جلد2، « ذکر من ذمّ الاکثار من الحدیث دون التفهیم »، صفحه147
ه- سنن دارمی، جلد1، « من هاب الافتاء مخافة السقط »، صفحه85
و- تذکرة الحفاظ، ذهبی، جلد1، « ذکر عمر بن خطاب »، صفحه3
ز- تاریخ طبری، جلد4، صفحه204
2-منابع مهم اهل سنت در این مورد:
الف- مجمع الزوائد، هیثمی، جلد1، صفحه149
ب-  طبقات ابن سعد، جلد1، صفحه188
ج-تذکرة الحفاظ، ذهبی، جلد1، صفحه7











بايد از خويش بپرسيم چرا حجت حق


خيمه را امن تر از خانه ما مي داند؟!






کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج