از پرده برون آی دلم غرق تمناست

تقصیر دلم نیست تماشای تو زیباست

در حلقه عشاق ز رحمت گذری کن

تا جلوه حسنت نگرند از چپ و از راست

خون می خورم از هجر ولی با که توان گفت

کاین درد نهان سوز از آن من تنهاست

چون نسیت نظر با منت از شدت رشکم

هر جا گذری اشک من از دیده هویداست

گر مست شده عالمی از جام نگاهت

چشمان تو جامند نم چشم تو صهباست

چشم من دلسوخته سر چشمه خون شد

جانا نظری کن که کنون چاره مداواست

عاری نبود از حرم و دیر و کلیسا

دلدار به هر جاست یقین اهل دل آنجاست

مستانه بگیریم قدح در شب وصلت

مستی ز رخ یار چه جان بخش و دل آراست

وصل ار ندهد دست در این فرقت جان سوز

از بخت چه نالیم که جرم از طرف ماست

ما زنده از آنیم که در بحر تو غرقیم

غواص نشانیم که چشمان تو دریاست

گفتم به خرد یار زما رخ ز چه بنهفت

گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست







زدست اهل مدینه چه خون جگر شده ام

زتیشه های خزان نخل بی ثمر شده ام

کسی غریبی من را چرا نمی فهمد

شکسته بال ترین مرغ خون جگر شده ام

یه غیر فضه کسی حال من نمی داند

که دید پشت در خانه بی پسر شده ام

من و فراق پدر باورم نمی آید

خمیده خسته شکسته پس از پدر شده ام

دو روز  پیش زنی آمد و نگاهم کرد

گرفت گریه اش از بس که مختصر شده ام

سید محمد جوادی








 

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ

وَ بَرَكَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ

سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ

اللهم عجل في فرج مولانا صاحب العصر و الزمان....







کاش این فاطمیه وعده ی دیدار دهند


شیعیان را خبر از امدن یار دهند





کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج