اشعار مذهبی(70)(فاطمیه)
یک مرتبه زکوچه ما هم عبور کن
حک شد به روی بال قنوت نمازمان
این خواهش قدیمی آقا ظهور کن
چشم انتظار قایق صیاد مانده ام
محض خدا بیا و مرا صید تور کن
من را که دور ماندهام از خاک کربلا
اقا بیا و همسفر بال نور کن
یک شب بیا میان حسینیه عزا
پدر زخم زبان بسیار خوردم کتک از خصم بد کردار خوردم میان کوچه های شهر،سیلی همه از دشمن هم از دیوار خوردم پدر زهرای تو حاجت روا شد ببین مزد رسالت ون ادا شد ببین باز و دست و سینه من
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ اللهم عجل في فرج مولانا صاحب العصر و الزمان.... کاش این فاطمیه وعده ی دیدار دهند شیعیان را خبر از امدن یار دهند اللهم عجل لولیک الفرج
یوسف زهرا !
گذشت سن حضورت ز سن نوح
ولی...
شمار مردم کشتی نکرد تغییری!
این وب سایت جهت ترویج مذهب حق تشیع و شناساندن اهل بیت واقعی به حقیقت جویان و مذهبی شعر های مذهبی وجود امده است