http://masumin.ir/aks/nohe/Narges.jpg

ماییم و دلی زعشق رویت سرشار  / ای مرد خدا! سوار آیینه تبار

هر فاصله ترجمان دلتنگی ماست  / بازآ و همه فاصله ها را بردار . . .

.

.

.

خواهی که در پناه کرامات سرمدی  / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را  / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

.

.

.

ما منتظران لحظه دیداریم  / از عطر گل محمدی  سرشاریم

این حرمت و عزّت و سر افرازی را  / از حُرمت انتظار مهدی(عج) داریم

.

.

.

قائم آل نور، یا مهدی  / عطر سبز حضور، یا مهدی

تا همیشه صبور می مانیم  / در هوای ظهور، یا مهدی . . .

.

.

.

سِرّی که فقط خدا از آن آگاه است  / مهدی گل بی خزان آل الله است

ای منتظران حضرتش برخیزید  / پیغام دوباره سحر در راه است . . .

.

.

.

ای معطر ز عطر روی شما  / باغ سبز بهار باور ما

با شما ما و یک جهان شادی  / بی شما ما و یک دل تنها . . .

.

.

.

جانی همه داغ انتظار است مرا  / چشمی همه دم ستاره بار است مرا

از بس که گل لاله به دامن دارم  / امید شکفتن بهار است مرا . . .

.

.

.

ما زمزمه حضور را می فهمیم  / معنای زلال نور را می فهمیم

از بس که به داغ انتظارت ماندیم  / ای باوردل! ظهور را میفهمیم . . .

.

.

.

از نسل گل و بهار و آیینه تویی  / منظومه انتظار دیرینه تویی

ما منتظران وعده دیداریم  / خورشید زلال روز آدینه تویی . . .

.

.

.

 

تا نقش تو هست نقش آیینه ما  / بوی خوش گل نشسته در سینه ما

در دیده بهار جاودان می شکفد  / با یاد تو ای امید دیرینه ما . . .

.

.

.

یک روز نسیم خوش خبر می آید  / بس مژده به هر کوی و گذر می آید

عطر گل عشق در فضا می پیچد  / می آیی و انتظار سر می آید . . .

.

.

.

 

آهوی رمیده ای که بر می گردی  / پیغام سپیده ای که برمی گردی

گفتیم شبی سیاه از غم داریم  / انگار شنیده ای که بر می گردی . . .


.

.

.

لبریز ترانه و نوایم با تو  / از درد و غم زمان رهایم با تو

تو سبزترین بهار در جان منی  / سبز است تمام لحظه ها یم با تو . . .

.

.

.

یک عمر به انتظار ماندیم همه  / غمدیده و بیقرار ماندیم همه

بازآ که شکست، دل ز یاد غم تو  / بی روی تو بی بهار ماندیم همه . . .

.

.

.

ای وسعت آسمان آبی / آیینه سبز آفتابی

رخشنده ترین ستاره عشق  / ای کاش به شام ما بتابی . . .

.

.

.

ای روشنای راه سبز رستگاری!  / از چشمه چشم تو نور عشق جاری

می آیی از سمت حضور باور من  / می آیی و پیغام سبز عشق داری . . .

.

.

.

دیدیم ترا دوباره بر می گردی  / از باغ پر از ستاره برمی گردی

گفتند که چاره نیست بر درد فراق  / انگار! برای چاره برمیگردی . . .

.

.

.

تا وعده قیامت تو صبر می کنیم  / بر داغ بی نهایت تو، صبر میکنیم

ای از تبار آینه و آفتاب و عشق  / تا مژده زیارت تو، صبر میکنیم . . .

.

.

.

غریب آشنا ما را صدا کن  / زدست غصّه دلها را رها کن

اسیر دردهای انتظاریم / به لطفی دردهامان را دوا کن . . .

.

.

.

ایدل ایدل! آشنایی می رسد  / ناله ها را هم نوایی می رسد

ما که از عشق و جنون آکنده ایم  / کارمان آخر به جایی می رسد . . .

.

.

.

ماندیم به داغ انتظارت، مددی / ما و غم ودرد بی شمارت، مددی

دلخسته از این غمی که در ریشه ماست  / در آرزوی فجر بهارت، مددی  . . .

.

.

.

 

ای راحت دل، قرار جانها برگرد  / درمان دل شکسته ما، برگرد

ماندیم در انتظار دیدار، ای داد / دلها همه تنگِ توست آقا برگرد . . .

.

.

.

ای نور خدا به وسعت آیینه  / آگاه ز راز خلوت آیینه

یک لحظه بتاب در شب تنهایی  /سوگند ترا به حرمت آیینه . . .

.

.

.

دل گفت: زراه آشنا می آیی  / از جاده سرخ کربلا می آیی

یک روز ز روزهای زیبای خدا  / یک روز به دلجویی ما میآیی . . .










کاش این فاطمیه وعده ی دیدار دهند


شیعیان را خبر از امدن یار دهند





کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج