ای نگین پادشاهی ولا**آینه دار حریم مصطفی

ای دل دریایی بی انتها**ای حبیب من وصی مرتضی

ای تو اشک غربت بنت النبی**پاره پاره های قلب مجتبی

ای تو امید اباالفضل علی**سلسله دار شهید کربلا

ای تو راز سجده سجاد ها**ای تو صیاد همه بیداد ها

تو برای علم باقر باقری**ساغر عشقی ز رحمت وافری

تو امیر مذهب صادق شدی**جملگی بر عاشقان عاشق شدی

ای تو موسای جلیل کردگار**ای رضا در راضی پروردگار

ای تقی و ای نقی ای هست من**جان زهرا گیر آخر دست من

ای فروغ بی دریغ عسگری**عشق را فرمانروای لشگری

شهریار ملک سلطان بقا**یادگار یازده نور خدا

ای طلوع فجر ای شاه سخا**معنی طاها و یاسین هل اتی

تا به کی اندر پی‌ات بهر لقاء**بنگرد هر سو دو چشم بینوا

خود بگو تا آنکه فتوایش کنم**وین سر شوریده را رامش کنم

خود بگو شاید رهی پیدا شود**در شبم آخر مهی پیدا شود

ای دل دریایی بی انتها**خسرو شیرین کش دیر آشنا

شمش کوچک باشم ار بر من کنی**یک نگاهی از سر لطف و صفا












چه می‌شد؟ گر مرا با غربت خود آشنا می‌کرد
چه می‌شد سفره‌اش گر، گل برای غنچه وا می‌کرد
چرا می‌کرد دور از چار طفلش بستر خود را
گل از چه خویش را از غنچه‌های خود جدا می‌کرد
اگر از گریه‌اش همسایگان را شکوه بر لب بود
دل شب‌ها نمی‌زد پلک و آنان را دعا می‌کرد
به چشم خویشتن دیدم که بشکستند بازویش
ولی مادر مگر دامان حیدر را رها می‌کرد
هم از سینه هم از بازوش خون می‌رفت در آن روز
ولیکن می‌دوید و باز بابم را صدا می‌کرد
نماز عشق نیّت کرد ما بین در و دیوار
ولی زان پس رکوع خود میان کوچه‌ها می‌کرد
مرا می‌برد و دست او به روی شانه‌ی من بود
قد دختر، کنار مادرش کار عصا می‌کرد












کاش این فاطمیه وعده ی دیدار دهند


شیعیان را خبر از امدن یار دهند





کاربر گرامی جهت یافتن مطالب مورد نظر

 به  ارشیو موضوعی وبلاگ مراجعه نمایید





یوسف زهرا !

گذشت سن حضورت ز سن نوح

ولی...

شمار مردم کشتی نکرد تغییری!




اللهم عجل لولیک الفرج