تو که درد آشناي اهل دردي


تو که دست کسي را رد نکردي


بگو حالا که دلهامان شکسته ست


دلت مي آيد آيا بر نگردي؟












به مهر اين و آن عادت ندارم

به حرف ديگران عادت ندارم

به سايه سارامني در شب زخم

به غير جمکران عادت ندارم













تمام عمر بي لبخند؟... سخت است

به لبخند خودت سوگند ،سخت است

براي ديدنت تا جمعه ي بعد

تحمل مي کنم هرچند ،سخت است