السلام علیک یا حجه الله فی ارضه




 اين روزها پرونده ي اعمال ما هستند

شب نامه هاي روز و ماه و سال ما هستند

تصويرهايي که در اين مرداب مي بينيم

ارواح سوت و کوري از جنجال ما هستند

اين انتظاري که براي باغ شيرين نيست

از تنبلي ميوه هاي کال ما هستند

 پرواز مي خوانيم اما خواب مي مانيم

اين پيله هاي کور شرح حال ما هستند

گرچه به قدر آب دنبالش نمي گرديم

اما دو چشم خيس او دنبال ما هستند

 بايد زمستان را صبوري کرد و رد شد

حالا که نرگس هاي فردا مال ما هستند









تا گريه هست دانه ما بي جوانه نيست
تا روضه هست هيچ دلي بي بهانه نيست
گر چه دلم گرفته از اين روزهاي سرد
از آتش فراق دلم بي زبانه نيست
آقا کبوترم کن و زير پرت بگير
ديگر دلم وسيع شده ، فکر دانه نيست
هر جا که جاي داده ايم مي نشينم و
کارم دوباره نق زدن کودکانه نيست
تو آمدي و سر زدي و من نبوده ام
ديدي دوباره هيچ کسي  بين خانه نيست
مي خواستي که زائر سجاده ام شوي
ديدي تب عبادت من عاشقانه نيست