آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد


شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد


آقا بيا تا با ظهور چشم هايت


اين چشم هاي ما کمي تقوا بگيرد









صبح بي تو ، رنگ بعدازظهر يک آدينه دارد


بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد











پر از عطشم، مرا تو دريايي کن


سرشار از احساس و تماشايي کن


هر چند که ما بديم و پيمان شکنيم


اي خوب بيا دوباره آقايي کن










اين عشق آتشين ز دلم پاك نمي شود


مجنون به غير خانه ي ليلا نمي شود


بالاي تخت يوسف كنعان نوشته اند


هر يوسفي كه يوسف زهرا نمي شود