مُردم به خدا از غم هجران و جدايي


اي دلبر دور از نظرم پس تو کجايي


بر حال دل زار، تو خود خوب گواهي


جز عشق تو ما را نبود هيچ گناهي







دوبــيتي هاي در دفتر نشسته 


دل تنگي است پشت در نشسته


دل من خرمني آتش گرفته است


که در حجمي زخاکستر نشسته





بر چهره پر ز نور مهدي صلوات


بر جان و دل صبور مهدي صلوات


تا امر فرج شود مهيا بفرست


بهر فرج و ظهور مهدي صلوات